دقيقاً برخلاف رويكرد حضرت امام خميني(ره) و حضرت امام خامنه ­اي(ره) دربرابر برادران اهل تسنن كه تأكيد بر پرهيز از تنفرافزايي، تمركز مشترك بر دشمنان اصلي اسلام و حفظ و تبيين مباني تشيع بوده است، عده اي منادي دشمني و برائت از اهل تسنن شدند و توهين و نفرين علني به مقدسات اهل تسنن را […]

تشيع انگليسيدقيقاً برخلاف رويكرد حضرت امام خميني(ره) و حضرت امام خامنه ­اي(ره) دربرابر برادران اهل تسنن كه تأكيد بر پرهيز از تنفرافزايي، تمركز مشترك بر دشمنان اصلي اسلام و حفظ و تبيين مباني تشيع بوده است، عده اي منادي دشمني و برائت از اهل تسنن شدند و توهين و نفرين علني به مقدسات اهل تسنن را تجويز كردند و اهل تسنن و حتي شيعياني كه حامي وحدت و برادري با اهل تسنن بودند را تكفير كردند كه به همين دليل اين تشيع، تكفيري و ضدوحدتي هم ناميده شد.

تشيع تكفيري، قطب مخالف وهابيت يا همان اهل سنت تكفيري است، وهابيتي كه شيعيان و حتي اهل تسنني كه با مباني وهابيت مخالف بودند را تكفير مي كنند و خون شان را مباح مي شمارند! و اين دو يعني شيعه تكفيري و افراطي و وهابيت دقيقاً به پاشنه آشيل اسلام و وحدت مسلمين و غافل شدن از دشمنان مشترك اسلام و مسلمين تبديل شدند.

دو گروه تشيع تكفيري و وهابيت كه از جهت دامن زدن به تفرقه و ايجاد تنش و درگيري بين مسلمانان، مطلوب آمريكا، انگليس و اسرائيل بودند و به همين دليل در ايجاد و رشد اين دو جريان حمايت هاي مختلف رسانه اي، مالي و حتي بعضا تسليحاتي را دريغ نكردند و از اين جهت نيز، اين تشيع تكفيري و وهابيت را بعضاً تشيع انگليسي نيز ناميدند.

سؤالي كه مطرح مي شود اين است كه در برابر جريانات تكفيري و به خصوص تشيع تكفيري يا شيعه انگليسي چگونه بايد برخورد كرد و چه مواردي را بايد در نظر داشت كه مواردي را در اين خصوص بيان ميكنم:

1- باوجود اين كه ضربات جريانات افراطي و تكفيري بر پيكره اسلام و مسلمين بسيار كاري بوده است، اما در مواجهه با اين جريانات تكفيري شيعه و سني بايد بدانيم كه ايشان فريفته هستند و دشمنان اصلي اسلام و مسلمين نيستند كه اگر چنين اشتباهي كنيم ماهم مانند اين جريانات به بيراهه رفته ايم. بلكه بايد ببينيم چه دست هايي در توليد و رشد اين جريانات فعال بوده­اند و ايشان را براي تقابل در برابر يكديگر تشجيع مي­كند و اين اولين گام ماست كه بدانيم در تقابل با تشيع تكفيري، با دشمنان اصلي مواجه نيستيم، هرچند كه ايشان بعضاً ما را دشمن خود بدانند.

2- بايد بدانيم كه جريانات تشيع انگليسي و افراطي عموماً هتاك هستند و هرچند اين هتاكي ها را ابتدا به اهل تسنن و مقدساتشان بيان ميكنند اما نسبت به حاميان وحدت مسلمانان هم از توهين و هتك ابا ندارند كه خود اين مسئله براي حضور زنان و بانوان در مباحثه با اين جريانات در فضاي حقيقي و مجازي محدوديت ايجاد مي­نمايد.

3- با توجه به فضاي هيجاني و هتاكي جريانات تشيع انگليسي ، براي بحث با اين جريانات ابتدا بايد يك فضاي مناسب مباحثه را با احترام و آرامش و استمداد از مديران اين گروه ها، ايجاد كرد و بحث هاي مبنايي را به دور از فضاي تحريك و توهين و تحقير به نقطه مناسب رساند و بدون اصرار براي نتجيه گيري و جمع بندي كه خود غالباً باحث تحريك مي شود، بحث را قبل از اين كه به توهين و مجادله منتهي گردد، به پايان رساند.

4- غالب بحث تشيع انگليسي نقلي و روايي است تا بحث لعن علني و هتك به مقدسات اهل سنت را توجيه كنند اما در استنادات ايشان ايرادات جدي وجود دارد، اولاً غالباً به لحاظ منبع سست هستند، ثانياً آنها را تقطيع يا تأويل به رأي ميكنند ثالثاً بيان برخي حرف هاي خصوصي را به شرايط علني و عمومي تعميم مي دهند، رابعاً سيره زندگي اهل بيت(س) در كنار اهل سنت كه با حسن خلق و حتي محبت همراه بوده را ناديده و يا ناشي از تقيه ميگيرند و خامساً مخالفت قرآن كريم با هتك و توهين حتي نسبت به كفار را ناديده مي گيرد و سادساً عقل را كه مي تواند تشخيص دهنده نفع و ضرر اسلام و مسلمين باشد را كلاً تعطيل ميكنند.

5- براي مواجهه با احتجاجات نقلي اين جريانات تشيع انگليسي حتماً بايد به منابع روايي دسترسي داشت و منابع معتبر و غيرمعتبر را تشخيص داد، روات حديث را شناخت و به اساتيد توانمند دسترسي داشت و الا اگر كسي بدون اين پشتوانه­ ها به بحث و گفتگو با اين جريانات بپردازد، تنها وقت، اعصاب و اعتقادات خود را ضايع ميكند، لذا اكيداً توصيه مي شود در مواجهه با تمام جريانات انحرافي اعم از تكفيري­ ها و خداناباوران، تا وقتي كه به سواد لازم مجهز نباشيم، ورود نكنيم كه اين خود مي تواند موجب انحراف و گمراهي شود.

6- بهتر است به جاي اين كه به بحث هاي فرسايشي و تن به تن با حاميان تشيع انگليسي مشغول شويم به توليد و نشر محتواي مناسب در اين خصوص بپردازيم؛ مثلاً روايات و سيره اهل بيت درباره شيوه مواجهه با اهل تسنن را از منابع معتبر منعكس نماييم و نتايج برخوردهاي افراطي كه به عمليات هاي تروريستي، كشتار مؤمنين و سوءاستفاده دشمنان براي تخريب وجهه اسلام ختم مي شود و يا رضايت و حمايت هاي دشمنان قسم خورده اسلام، از جريانات تكفيري شيعه و سني، مستنداً مورد روشنگري قرار دهيم تا شايد با شناخت صحيح دشمن اصلي، دست از بازي در ميدان دشمن خودداري نمايند.

بازدیدها: 183