سم مهلکمقام معظم رهبری (۱۱/۵/۹۵):

«آنها می‌گویند بیایید در مسائل منطقه هم مذاکره کنیم، اما تجربه‌ی برجام به ما می‌گوید این کار سمّی مهلک است و در هیچ مسئله‌ای نمی‌توان به حرف‌های آمریکایی‌ها اعتماد کرد.»

هاشمی رفسنجانی (۲۰/۵/۹۵):

«از کارهای بسیار ارزشمند دولت روحانی این بود که تحریم‌های طولانی، خطرناک و واقعا کشنده را از جلوی پای ما برداشت اما برخی چشم خود را می‌بندند و دهان خود را باز می‌ کنند و می‌گویند برجام سم مهلک است، آیا محدودیت هواپیماها برای سوختگیری و محدودیت‌های کشتی‌های کشورمان در زمان تحریم سم مهلک بود یا برجام؟ ما با ۴۵۰ بانک در دنیا کار می‌کنیم، البته چند بانک هم هستند که آمریکا در آن سهم دارد و می‌ گوید ما تحریم‌ها را لغو نکرده‌ایم که البته این مسئله هم مربوط به حقوق بشر، تروریسم و فلسطین و لبنان است. البته ما می‌توانستیم آن را هم حل کنیم.»

به نظر می رسد در مدت یکسال مانده به انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری، ارائه پاسخ های وقیحانه به منویات مقام معظم رهبری تنها با فاصله چند روز را که قبلاً بیشتر خود روحانی انجام می داد، شخص هاشمی رفسنجانی بر عهده گرفته است که البته این بهترین شاخص برای اثبات دروغگویی درباره نزدیکی به مقام معظم رهبری و تبعیت از ایشان است.

اعتراض هاشمی به سخنان مقام معظم رهبری در ابتدا از این جهت جسورانه است که گویا فراموش کرده تحریم های سخت بانکی و نفتی در حمایت از فتنه ۸۸ و به سفارش فتنه گران صورت گرفته است و نظام و مردم، تاوان خیانت فتنه گران و حامیان ایشان و کسانی که فرزندان خود را مأمور گرا دادن به دشمن کردند را داده و می دهند!، پس برخلاف ادعای هاشمی، این تحریم ها خیلی هم طولانی نبودند بلکه از زمستان ۹۰ به همت خائنان و بی ظرفیتان داخلی، به فاز عملیاتی رسیدند.

اعتراض هاشمی از جهات دیگری هم نابجاست از جمله این که قرار نبود در ازای امتیازات سنگینی که در برجام داده شد تنها محدودیت هواپیما و کشتی ها برداشته شود و یا چند بانک کوچک حاضر به مبادلات محدود ارزی شوند، بلکه قرار بود برجام باعث چرخیدن چرخ اقتصاد کشور شود! قرار بود قراردادهایی که در اقتصاد کشور مؤثرند منعقد شوند! و بانک های بزرگ و بیمه های بزرگ این قراردادها را پشتیبانی کنند! نه این که حتی توافقات خرید هواپیما که در متن برجام گنجانده شده بود هم در هوا معلق بمانند!

اگر محدودیت سوخت گیری و کشتی ها سم مهلک بود، پس پذیرش این همه تنازل در صنعت هسته ای، جمع آوری هزاران سانتریفیوژ، بتن ریزی قلب رآکتور اراک، قبول محدودیت های ۱۰-۱۵ ساله، پذیرش بازرسی از اماکن نظامی و امنیتی، از دست دادن برگه های برنده مهمی مانند غنی سازی ۲۰% بدون دریافت مابه ازای خارجی مانند عقد قراردادهای بزرگ، ورود صنعت و تکنولوژی، افزایش سرمایه گذاری خارجی، ایجاد رونق اقتصادی، تولید و اشتغال و خرید هواپیما و… چه نام خواهد داشت؟! آن هم در حالی که روند تحریم های جدید هم شدت یافته است؟!

هاشمی و روحانی در حالی که برجام را کلید حل مشکلات آب و هوا و غذای کشور معرفی کردند امروز باید بابت عدم تحقق این تخیلات پاسخگو باشند نه این که تازه طلبکارانه منتظر باشند نظام راه مذاکره و امتیاز دهی به آمریکایی را باز بگذارد که در برجام عهدشکنی و کارشکنی و خصومتش بر هیچ منصفی پوشیده نمانده است.

مگر همین هاشمی نبود که تا قبل از برجام هسته ای و در طول بررسی آن، مدام از شجاعت امام خمینی (ره) در نوشیدن جام زهر تمجید کرد و ادعا کرد که امام بعدا آن جام را شیرین دانسته بود؟! خوب الان مقام معظم رهبری این جام زهر و این سم مهلک را نوشید تا سهل اندیشان و بی خیالان و برخی از مردمی که تحت تأثیر شعارهای شان قرار گرفته بودند، کمی از محاسبات غلط خود فاصله بگیرند، پس چگونه است که امروز که مقام معظم رهبری تکرار برجام را سم مهلک می داند، هاشمی دیگر برجام را جام زهر نمی شناسد؟!

هاشمی جواب بدهد پس چرا حال که امام خامنه ای و قاطبه مردم برجام را شیرین نمی دانند و بعضاً تلخ درک کردند! ایشان اصرار دارند بگویند همه غلط درک کرده اند و برجام خیلی هم شیرین است؟! آیا مردم حق ندارند به شخصیت هاشمی و خاطراتی که طی این چند سال ناگهان به یادش آمده و احتمالاً هم یادش می آید، اساساً تشکیک و تردید نمایند؟! خب مردم چه کنند که این همه فضائلی که امثال هاشمی و روحانی درباره برجام میگویند را نمی بنند!!

#

اشتراک این خبر در :