پاسخی کوتاه به نامه بیست و هشتم مهدوی فر به رهبر معظم انقلاب

محمد مهدوی فر نامه بیست و هشتم مهدوی فرمحمد مهدوی فر در نامه بیست و هشتم خود مثلاً خواسته است که با زبان اعداد و ارقام عملکرد مقام معظم رهبری را زیر سوال ببرد و به همین دلیل تعداد زندانیان قبل و بعد از انقلاب را مقایسه کرده است و از افزایش محسوس این آمار استفاده کرده است و با یادآوری مناصب مقام معظم رهبری کوشیده است تا ایشان را مقصر اول همه ناکامیها و مشکلات جمهوری اسلامی معرفی کند که در پاسخ به این حامی فتنه گران موارد زیر را بیان میکنم:

۱- گستردگی حوزه های جرائم با توجه به گسترش استفاده از وسیله نقلیه، چک، فضای مجازی، تجارت مواد مخدر، مواد روان گردان جدید و به تناسب آن افزایش تصادفات، چکهای برگشتی، جرائم سایبری، مجرمان مواد مخدر، اعتیادهای جدید، باندهای فساد و… موجب افزایش جرائم و به تبع آن زندانیان گردیده است و به همین دلیل مقایسه تعداد زندانیان قبل و بعد از انقلاب، بدون این که به تفاوت گستردگی جرائم عصر حاضر با آن زمان توجه شود، قطعا نمیتواند علمی و قابل نتیجه گیری باشد.

۲- اگر چه مقام معظم رهبری از اشخاصی است که در مناصب بالای حکومتی بوده اند اما برای یک تحلیل صحیح درباره نقش ایشان در نقاط قوت و ضعف حکومت، باید برای هر منصب ایشان تحلیل مستقلی با توجه به شرایط کشور و اختیارات مناصب ارائه نمود که تنها به دو مقطع ریاست جمهوری و رهبری ایشان اشاره میکنم:

الف- حضرت آیت الله خامنه ای در دو انتخابات ریاست جمهوری که با مشارکت بسیار بالا برگزار شدند، رکورد بالاترین نسبت آرا را نسبت به تمام نامزدهای ریاست جمهوری تاریخ انقلاب کسب کردند و با توجه به دوره مسئولیت ایشان در زمان جنگ، قطعاً ایشان موفق ترین و محبوبترین رئیس جمهور تاریخ انقلاب میتوانند محسوب شوند.

ب- در حالی که بسیاری از تحلیلگران، معتقد بودند فوت حضرت امام خمینی(ره) موجب کاهش اقتدار و جایگاه جمهوری اسلامی میگردد، ولی رهبری داهیانه ایشان باعث شد تا خباثتهایی که دشمنان در دوران رهبری ایشان بر کشور تحمیل کردند به بن بست بخورد، به نحوی که دشمنان ایشان هم نتوانستند قدرت مدیریت ایشان را به صورت ویژه تحسین و بعضاً تقدیس نکنند.

۳- اگر چه ولی فقیه شخص اول جمهوری اسلامی است، اما اختیارات و مسئولیتهای وی در قانون اساسی مشخص است و ایشان به غیر از استثنائاتی که به صورت موردی با حکم حکومتی یا با توصیه به مسئله ای ورود میکنند، نقش هدایت و راهنمایی را برعهده دارند و این طور نیست که مستقلا در امور اجرایی، قانونگذاری و قضایی ورود نمایند.

۴- اگر کسی میخواهد مقام معظم رهبری را بابت ضعف در هدایت یا سیاستگذاری نقد کند، آنجایی را که این هدایتها اجرا شده و کارآمد نبوده است را باید مورد نقد قرار دهد، چرا که متأسفانه بیشتر دولتها آن طور که باید و شاید از هدایته و راهنماییهای ایشان استفاده نکردند والا هرجایی که دولتها به این مبانی توجه کردند، آثار مثبتش را با بهبود امور مردم و کشور، مشاهده کردند.

۵- آنهایی که همه نقاط ضعف و مشکلات نظام را متوجه مقام معظم رهبری میکنند، چگونه است که در موفقیتها و پیشرفتهای کشور در حوزه های استقلال سیاسی، تولید علم، ارتقای فن آوری، توان امنیتی، عرصه های هنری، میادین ورزشی، قدرت نظامی، تمرکز زدایی و… ، سهمی برای مقام معظم رهبری قائل نمیشوند؟!

۶- ارزیابی کارنامه نظام بدون دیدن حجم مانع تراشیهای دشمنان انقلاب از طریق جنگ، ترور، تحریم، تهدید، فشار، کودتا، فتنه و… نمیتواند دقیق و منصفانه باشد، هر چند که بسیاری ازاین فشارها در نهایت با هدایتهای امام و رهبری همچنین مقاومت مردم و تدابیر مسئولان، باعث پیشرفت کشور شدند، لیکن زحمات و خسارات زیادی را به نظام وارد کردند که باید در ارزیابیها دیده شوند.

۷- حضرت محمد و حضرت علی علیهما السلام به ترتیب حدود ۱۰ و ۵ سال زمامدار امور مسلمین بودند در حالی که هم به عصمت، علم لدنی، وحی، معجزه و کرامت مجهز بودند و هم تمام قوا و انتصابات، مستقیما با نظر ایشان انجام میشده است ولی با این وجود آن مدینه فاضله ای را که میخواستند، محقق نشد چرا که مردم، مسئولان و دشمنان نیز بر میزان موفقیت حکومتها تأثیر میگذارند.

کلام آخر: به استناد موارد فوق، قطعا آنچه که امثال مهدوی فر برای زیر سوال بردن عملکرد نظام و رهبری روی آنها مانور میکنند بیش از هر چیز، ناشی از غرض ورزیهای ایشان است والا مگر میتوان نظام و رهبری را بابت آنچه که ایشان سوءمدیریت میخوانند، نکوهش کرد ولی همزمان از سران فتنه ای حمایت کرد که آگاهانه و خائنانه خسارتهای سنگین و بی سابقه ای را به مردم و انقلاب تحمیل کردند!؟

#

اشتراک این خبر در :