قبل از ورود به پاسخ شُبهه نامه سی و هفتم مهدوی فر خوب است توجه کنیم که او از حامیان اصلی فتنه ۸۸ بود و پس از اینکه نامزد مورد حمایتش نتوانست اکثریت آرای مردم را کسب کند، در ادعای فتنه و بیشمار بودن همراه او شد و بغض و کینه اش نسبت به رهبری که در برابر زیاده خواهیهای نامزد بازنده ایستاد، رو به فزونی نهاد. امروز نوشته های مهدوی فر که خودش آنها را نامه به رهبری میخواند بیشتر به شب نامه و شُبهه نامه شبیه است و نه نامه ای که با هدف خوانده شدن یا پاسخ گرفتن تقریر شده باشد.

برای آنانی که فتنه گران و حامیانشان را میشناسند کاملا آشکار است که این قماش در جایی که برایشان نصرفد نه به انتخابات و نه به رأی مردم و نه به میزان مشارکتشان در انتخابات و نه به حضورشان در راهپیماییها و نه به مشارکتشان برای جمع کردن فتنه ها احترامی نمیگذارند ولی با این وجود برای کلیت نظام و جمهوری اسلامی خواستار رفراندوم میشوند!

مهدوی فر در مقدمه شبهه نامه سی و هفتم خود مدعی میشود چون محافظ ندارد از مقام معظم رهبری که محافظ دارد بهتر از درد مردم خبر دارد که اگر چنین بود میفهمید الان مشکل مردم اول از همه با همین دولت مورد حمایت او است؛ میفهمید که طبق معتبرترین نظرسنجیها اکثریت قریب به اتفاق مردم، عامل اصلی مشکلات را ناشی از ایراد کلیت نظام و حتی از دشمنی دشمنان نمیدانند بلکه ناشی از ناکارآمدی همین دولت مورد حمایت او میدانند که مهدوی فر منافقانه به جای پذیرش سهم خود و طیفش درباره روی کار آمدن آن، تیر پیکان انتقاداتش را به سمت شخص رهبری گرفته است و او و کلیت نظام را مقصر اصلی مشکلات معرفی میکند حال این که حرکت دولت براساس سیاستهای کلی نظام و رهبری هم نبوده است و اصلا به همین دلیل مورد حمایت امثال مهدوی فر بوده است.

البته مهدوی فر و دیگر غربگرایان باید هم امروز عصبانی باشند چرا که نظام با فرصت دادن به بروز تفکرات پوچ سازشکاران، اعتماد مردم به شعارهای انقلاب را ارتقا داد و امروز حتی بزرگترهای مهدوی فر که تا همین چند سال پیش منکر واژه دشمن بودند نیز همراه با مردم شعار مرگ بر آمریکا میگویند و حتی سهم خودشان از مشکلات را نیز متوجه دشمنی آمریکا میدانند! امروز بخشی از جریانی که میداند شعارهای سازشکارانه اش دیگر خریدار ندارد در برابر کلیت نظام ایستاده است و از نگاه اصلاح طلبانه به رویکرد براندازانه تغییر جهت داده تا آنجا که معترضان مورد حمایت آمریکا و سعودی و منافقین را که با برنامه ریزی و اعلام قبلی، آتش اغتشاشات دیماه ۹۶ را روشن کردند منتقد میخواند و جمع کردن بساط اغتشاشات دیماه ۹۶ به دست مردمی که حماسه ۹ دی را آفریده بودند را به مشت آهنین نظام تحریف میکند!

برای این قماش البته دیگر انتخابات، حتی انتخاباتهایی که از حیث مشارکت در جهان بی نظیرند نباید اعتباری داشته باشد و باید هم قباحت این مردم گریزی و انتخابات ستیزی را با شعار رفراندوم کمرنگ نمایند حال این که نه ظرفیت تبعیت از رأی مردم را دارند و نه علامتی برای نیاز به رفراندوم دیده میشود. قطعا هیچ نظامی در دنیا به صورت دوره ای یا بدون دلیل نسبت به کلیت خود رفراندوم برگزار نمیکند نشان به این نشان که همین الان با وجود اعتراضات طولانی مدت مردم فرانسه به نظام سرمایه داری فرانسه که از بیرون از فرانسه هم هدایت نمیشود، هیچ علامتی از رفراندوم که هیچ، علامتی از استعفای مکرون یا برگزاری انتخابات زودهنگام هم دیده نمیشود! همانطور که درباره اعتراضات وال استریت آمریکا نیز حکومت آمریکا ترتیب اثر نداد!

البته اگر یک نظام حکومتی به جایگاهی برسد که مردم از آن ناامید شوند، در انتخاباتها مشارکت نداشته باشند، خودشان در برابر اغتشاشات و حرکات براندازانه ایستادگی نکنند، نظرسنجیهای معتبر حاکی از ریزش شدید محبوبیت و اعتماد به ساختار حکومت باشد آن موقع میتوان مسیر اصلاحات قانون اساسی و در شرایط وخیم تغییر نظام حکومتی را ضرورت تلقی نمود که البته هیچکدام از این شرایط برای ساختار جمهوری اسلامی ایران دیده نمیشود.

نکته جالب این که مهدوی فر و دیگر چهره های ریز و درشت اصلاح طلب از رفراندوم سخن نمیگویند مگر به خاطر منافع حزبی و سیاسی خود، در این کشور به زعم بنده قانون اساسی از حیث اصلاح برخی ساختارها قابل بررسی است لیکن کسی دنبال اصلاح آنها نیست ولی همین که مثلا در تصویب برجام یا fatf که دارای ابعاد تخصصی هستند، در تنگنا قرار میگیرند، حرف از رفراندوم درباره آنها میزنند حال این که در دوره مذاکرات و توافقاتشان حاضر نبودند مردم از مسائل این توافقات مطلع شوند که اینها خود دلیلی مضاعف است تا بدانیم این جماعت آنجا که از رأی و نظر مردم سخن میگویند تنها دنبال مطامع بعضا نامشروع و غیراصولی خود هستند تا در زمین هوچی گری و پروپاگاندا که خوب در آنها تبحر دارند، بتوانند به نتایج مطلوب خود برسند.

#

اشتراک این خبر در :