قدیانی انتخابات 96برادر حسین قدیانی عزیز سلام؛ مطلبی نوشتید با عنوان «آقایون نظام مقدس جمهوری اسلامی!» که در آن بسیاری از ارکان نظام را بابت سکوت در برابر روحانی، ادبیات و تخلفاتش یا تأیید صلاحیت وی زیر سوال برده اید که البته احساس شما برای همه بچه حزب اللهی ها قابل درک هست اما جسارتاً نه قابل تأیید.

حسین جان! روحانی، خاتمی یا هاشمی مسأله این اسامی نیست! مسئله، تفکری است که وجود دارد و قابل انکار نیست و البته این افراد در رشد و نمو آن موثر بوده اند و خوشمان بیاید یا نیاید، این نگرش در مقاطعی مثل قضیه مک فارلین یا دورانهای اصلاحات و اعتدال فرصت نمود و بروز یافته است.

قدیانی عزیز! اگر بخواهیم راست و حسینی به مسئله نگاه کنیم، اساساً نگرشی که مؤمن به استکبارستیزی، استقلال، ایستادگی، اجرای دین و اهتمام به هدایت جامعه، ملتزم به تبعیت محض از ولایت فقیه و حتی متخلق به عدول از تکالیف قانونی دربرابر ملت و مجلس است را نمیتوان تأیید صلاحیت کرد اما…

اما همانطوری که گفتم این تفکر در نظر بخشی از جامعه رسوخ یافته است که البته این رسوخ هم غالباً نه از سر افتخار بلکه از سر ناچار بوده است، یعنی آنانی که امروز به نگرش غیرانقلابی موجود رأی میدهند خود میدانند آمریکا دشمن است، دیده اند بدعهد است، میدانند ظرفیت و توان درونی جامعه بسیار بیش از وضع موجود است اما…

اما دچار احتیاط گردیده اند، احتیاط در برابر تهدیدهایی که مدام از داخل و خارج برایشان ردیف میشود. تهدیدهایی که ماهیت صرفاً روانی دارند، تهدید به جنگ، دیوارکشی، فیلتر، قطع یارانه ها، اعدام و… که باعث شده اند تا بخشی از مردم حتی با وجود عدم باور این تهدیدها، در لاک احتیاط فرو روند.

حسین جان! ما در برابر جریانی قرار داریم که یک دور با بزک چهره آمریکا از مردم رأی گرفت و در مسیر مذاکره مستقیم با گرگ قدم برداشت و در دور دوم هم که رنگ و لعاب این بزکها ریخت، مردم را از زمین و زمان ترساند، از خطر دشمن را بزرگ و از سختی قحطی و تحریم! از نداشتن و نتوانستن گفت و از چاره ای برای امتیاز دادن در همه زمینه ها برای رسیدن به آب و هوا و شغل!

قدیانی عزیز! امروز این تفکر با هر ترفندی که شده، از تطمیع دهیاران تا تهدید روستاییان و مردم عادی توانسته خود را نماینده مردم نشان دهد و نظام به حرمت مردمی که به این تفکر و نه به شخص روحانی، رأی داده اند، فرصت شناخت و تجربه قائل شده است تا خود این مردم بساط این تفکر را بهم بزنند.

خود روحانی چه اهمیتی دارد؟! این تفکر اوست که امروز به واسطه رأی مردم باید کارآییش برای مردم مشخص شود، مردمی که برای بار دوم، به سنت انتخاب دولت مستقر و تحت جنگ روانی دولت به این تفکر آرای گفته اند اینقدر برای نظام محترم هستند که از حق خودش در برابر توهینها، تهمتها و بداخلاقیها گذشته است و تنها میکوشد مردم به آن درجه از رشد برسند که به تفکر غلط نه بگویند، حالا هر کسی که نماینده اش باشد!

حسین جان! و اما ما در این میان چه باید بکنیم؟! باید به نظام و ارکانش بابت این احترام به مردم و نظرشان بپریم؟! یا باید به رشد و تعالی فکری در جامعه کمک کنیم؟! قطعا خیلی از ارکان نظام بابت اشتباهات و یا لااقل عدم شفافیتهایشان در خسته شدن و بی اعتمادی مردم به گفتمان انقلاب مقصر بوده اند اما نه در تحمل نظر مردم!

و اما بخشی از صحبتهای شما را کاملاً قبول دارم، آنجا را که درباره عدم امکان رأی دادن مردم سخن به زبان راندید که البته به نظرم محتاج اصلاحاتی در قانون است. انتخابات اخیر دو نقطه ضعف آشکار را نشان داد، یکی در تأیید صلاحیت شوراها که از سوی دولت به شکل بسیار بدی انجام شد و دیگری هم درباره ایجاد فرصت مساوی مشارکت در انتخابات برای همه مردم.

این درست است که در نظام انتخاباتی ایران، فرصت تقلب آن هم از نوع گسترده واقعا وجود ندارد اما این کافی نیست، به نظر میرسد شورای نگهبان قبل از ورود به صحنه اجرای انتخابات، باید مستندات شیوه اجرای آن را هم به شورای نگهبان ارائه کند تا اگر در حوزه ای مثلاً ۲۰ هزار رأی داده میشود، ۱۰ هزار تعرفه پیش بینی نشود.

قدیانی عزیز! امروز مهمترین تکلیف ما، تبعیت از مشی مقام معظم رهبری است، او که از یک سو به نظر مردمش این چنین احترام میگذارد که توهینهای برخی مسئولان را نشنیده میگیرد، او که به اذعان خودش در میدان جنگ شمشیر میزند و در حال روشنگری است، او که در عین فرصت دادن به مردم، دلسوزانه راه رفتنشان را نگاه میکند.

امروز ما اگر لازم باشد باید ادبیات، اخلاق و وقتمان را بیشتر مدیریت کنیم، باید برای جذب حداکثری واقعا برنامه داشته باشیم، دیدارهای روشنگرانه چهره به چهره را که در ایام آخر انتخابات انجام دادیم را به خوبی ادامه دهیم، ما باید بدانیم که در برابر لشگر فریب و دروغ، چاره ای جز روشنگری مضاعف و البته دلسوزانه و شبانه روزی نداریم.

ارادتمند: سیاوش آقاجانی

#

اشتراک این خبر در :