مذاکرات مسقط

با پایان یافتن آخرین دور مذاکرات هسته ای در مسقط و افزایش گمانه زنی ها در خصوص احتمال رسیدن به توافق نهایی هسته ای بر آن شدم پس از نگاهی اجمالی به مسائلی که طی مذاکرات هسته ای ایران و آمریکا در یکسال و اندی کار دولت یازدهم رخ داده است تحلیل خودم را ارائه نمایم:

۱- متأسفانه آمریکا به همان توافق اولیه شش ماه اش پایبند نبود و در حالی که ایران تمامی تعهداتش را انجام داد ولی آمریکا با تحریم های جدید به نقض مکرر توافقنامه ژنو پرداخت.

۲- علی رغم این که آمریکا مکرراً توافق را نقض کرد ولی به غیر از یکی دو بیانیه خانم افخم که به نقض توافقنامه اشاره کردند سایر دولتمردان این نقض توافقات را به عنوان اقدامات غیرسازنده یا منافی با روح توافق (و نه اصل توافق) معرفی کردند که این مسئله نشان می دهد متأسفانه دولتمردان ما برای ادامه ی مذاکرات حاضر شدند تا حتی چشمشان را بر نقض تعهدات طرف مقابل ببندند.

۳- در طول دوره های مذاکرات بارها پیش آمد که شخصیت های تراز اول دولت های آمریکا و انگلیس با بیان اتهامات و جملات اهانت آمیز به دولت و مردم ایران عدم حسن نیت خود را نشان دادند، مسئله ای که موجب گردید تا مسئولان ما بدون هرگونه اقدام متقابل شایسته، تنها این رویه را مخل مذاکرات بدانند.

۴- مطرح شدن مباحث مختلف تحت عناوین توان موشکی و مباحث اصطلاحاً حقوق بشری در کنار زیاده خواهی های هسته ای در طول مذاکرات نشان می دهد که عملاً آمریکا قصد دارد تا بحث هسته ای را وجه المصالحه باج گیری در عرصه های مختلف نماید و این استفاده ی ابزاری از انرژی هسته ای نشان می دهد که حاضر نیستند به این راحتی این ابزار را کنار بگذارند.

۵- گره زدن سرنوشت سیاسی دولت یازدهم با به نتایج مذاکرات هسته ای از سوی دکتر ظریف و یا تشکیل کمپین نه به عدم توافق هسته ای از مواردی بودند که نه تنها موضع دولت را در مذاکرات تقویت نمی کرد بلکه موجب تضعیف جایگاه دولت و کاهش میزان چانه زنی مذاکره کنندگان هسته ای گردید.

۶- تأکیدات مکرر جناب روحانی در تبیلغات انتخاباتی و پس از آن به میزان اهمیت تحریم ها که با تأکیدات سایر دولتمردان نیز همراه گردید باعث شد تا دولت آمریکا مکرراً حضور ایران در پای میز مذاکره را نتیجه تحریم ها تلقی کند هرچند که طی سه چهار ماه اخیر با درک تبدیل شدن اظهارات گذشته به بزرگترین نقطه ضعف مذاکره کنندگان در میز مذاکره، مکرراً وزیر امور خارجه و سایر دولتمردان سعی دارند تا با انکار مواضع گذشته شان درخصوص تأثیر گذاری تحریم ها، دولت را از موضع ضعف خارج سازند.

۷ – به اکثریت رسیدن جمهوری خواهان در کنگره آمریکا و در اقلیت قرار گرفتن حزب اوباما در آن نشان می دهد که نه تنها حامیان مذاکره و مصالحه آمریکا با ایران در آمریکا در حال کاهش هستند بلکه قطع به یقین با قدرت یافتن این مخالفان، میزان سنگ اندازی ها در خصوص ایجاد توافق پایدار با ایران و یا وفای به تعهدات دچار چالش جدی تری خواهد گردید.

۸- حتی با تفاهم بر سر میزان محدودیت های هسته ای و زمان این محدودیت ها همچنان طرف مقابل با مسئله ی رفع تحریم ها اساساً مشکل دارد و حاضر به پذیرش رفع تحریم ها نیست، طرف مقابل همچنان حاضر نیست حتی با رفع ابهامات هسته ای دست از ابزار تحریم و فشار بردارد.

۹- از یک سو آمریکا خودش را به عنوان کلانتر جهانی به پای میز مذاکره رسانده و به دنبال مثلاً اطمینان بخشی به جهانیان در خصوص مسئله ی هسته ای ایران است و از سوی دیگر در جایگاه حل مسائل طرف مقابل خود را جز در بخش ناچیزی مختار نمی داند به نحوی که عملاً می گوید تنها می تواند بخشی از تحریم هایی که خود دولت آمریکا وضع نموده را آنهم با شرط و شروط می تواند مرتفع کند و در خصوص رفع تحریم های دیگری مانند تحریم های سازمان ملل و کنگره و اتحادیه اروپا نیز فقط می گوید تلاشش را آنهم در زمان طولانی انجام خواهد داد.

۱۰- همانطوری که عرض شد همان بخشی از تحریم هایی که قرار است مرتفع شود نیز به عوامل دیگر بیرونی مانند گزارش های بعدی آژانس هسته ای منوط می گردد، آژانسی که در تمام طول مدتی که هانس بلیکس و البرادعی و آمانو مسئول آنها بوده است تماماً با گزارش های جهت دار و مبهم خود خوراک آتش مورد نیاز آمریکا و غرب را برای فشار بر ایران مهیا می کرده است.

نتیجه گیری:

تأملی در موارد فوق ما را به این نتیجه می رساند که امکان دست یابی به توافقی که بتواند منافع ما را به نحوی تأمین نماید که ضمن حفظ حقوق هسته ای (به عنوان خطوط قرمز هسته ای) بتواند تحریم ها را نیز به نحو کامل و مؤثری مرتفع نماید بسیار بعید به نظر می رسد و حتی با وجود رسیدن به توافق نیز باتوجه به تحریم هایی که در طول دوره توافق اولیه رخ داد، احتمال پایبندی طرف مقابل به آنها نیز دور از ذهن خواهد بود به خصوص این که از همینک بهانه های عدم رفع تحریم ها در حال طرح شدن است، مسائلی مانند مخالفت کنگره یا اتحادیه اروپا یا سازمان ملل و یا عدم گزارش مثبت از سوی آژانس هسته ای.

البته مطالب فوق و جزئیات دیگری که در این مطلب به خوبی به آنها پرداخته نشد همگی تنها برای کسانی تازه است که از قبل ماهیت آمریکا و غرب و خوی استکباری و تمامیت خواهی ایشان را نشناخته باشند و گرنه همانطوری که مقام معظم رهبری فرمودند از همان ابتدا ایشان و متأسیان به ایشان امیدی به مذاکره پذیر بودن دشمنان نداشتند و این همه حمایتی که از تیم مذاکره کننده کردند و فرصت هایی که برای ایشان فراهم کردند تنها به این دلیل بوده است که ایشان درخواست فرصت نموده بود و امیدواریم ضمن قدرشناسی از فرصتی که به ایشان داده شد در اولین فرصتی که متوجه بی فایده بودن این مسیر شدند در مسیر خود تجدید نظر نمایند.

#

اشتراک این خبر در :