مشایی-احمدی نژادبعد از مدتها سکوت رسانه ها در باره ی آقای اسفندیار رحیم مشایی، مرد پرحاشیه ی دولت دهم، دیروز و امروز چند رسانه به این طرح خبر یا تکذیب در خصوص مشایی پرداخته اند، دیروز سایت متین نیوز مطلبی به نقل از یکی از حاضران جلسه ی مشایی با برخی حامیان احمدی نژاد منتشر کردند که در آن آقای مشایی گفتند در یکسال اخیر از سیاست کنار کشیده اند و دیگر به سیاست بازنخواهند گشت و این که ضمن اقرار به اشتباهی که در ۵ سال پیش از سوی ایشان بابت ماندن در کنار احمدی نژاد رخ داد اکنون و به منظور این که حزب اللهی ها و جریان پایداری دوباره با احمدی نژاد آشتی کنند، حاضر است خودش را فدا کند و از احمدی نژاد جدا بماند. هنوز چند ساعتی از این مطلب سایت متین نیوز نگذشته بود که سایت انصاف نیوز به نقل قول از یکی از نزدیکان احمدی نژاد و مشایی خبر متین نیوز در خصوص جدایی مشایی از احمدی نژاد را تکذیب کرد و همچنان روی همان جمله ی قدیمی احمدی نژاد یعنی مشایی و مشایی یعنی احمدی نژاد تأکید کرد و این دو را جدایی ناپذیر دانست، چند ساعت بعد خبرگزاری آریا مصاحبه ای با عبدالرضا داوری ترتیب داد و ایشان ضمن تأیید کناره گیری سیاسی مشایی، تأیید یا رد خبر جدایی او از احمدی نژاد را منوط به توضیح دفتر احمدی نژاد دانست که مجدداً متین نیوز همین خبر را در تأیید خبر خودش و رد خبر انصاف نیوز تحلیل نمود.

با تمام این موارد و فارغ از تأیید نسبی کناره گیری مشایی از احمدی نژاد چند مطلب در این خصوص قابل توجه است:

  • هرچقدر که رابطه ی بین احمدی نژاد و مشایی از سوی مشایی پایان یافته اعلام شود بازهم این مسئله را نمی توان احیای مجدد احمدی نژاد ۸۴ تلقی نمود، چرا که بیش از این ارتباط فیزیکی این دو باعث دلسردی حامیان احمدی نژاد شده باشد این تقریب فکری احمدی نژاد به مشایی است که موجب این کدورت ها گردید. به راستی بر چه اساسی می توان کناره گیری مشایی از سیاست و احمدی نژاد را موجب اصلاح تفکر و بینش او دانست و چه تضمینی برای ثبات شخصیت احمدی نژاد می توان اقامه نمود؟
  • مردم از مشایی توقع نداشتند و ندارند که از احمدی نژاد جدا شود بلکه این احمدی نژاد بود که به عنوان انتخاب شده ی مردم نباید رأی مردم را به پای مشایی و طرزفکرش می ریخت، مردم در واقع و بیش از این که خود مشایی و تفکرات اشتباهش را مقصر ریزش محبوبیت احمدی نژاد بدانند، خود احمدی نژاد را بابت جذب و اصرار و تأکید و لجبازی بابت مشایی مقصر می دانند. پس چه مشایی کناره بگیرد یا نگیرد، چه عذربخواهد و چه نخواهد، در هر صورت مردم احمدی نژاد را بیش از خود مشایی در بروز این رابطه ی کذایی مقصر می دانند.
  • بحث دیگر این که اساساً بیش از این که مشایی و تأثیرگذاری هایش را سیاسی بدانیم، فکری و اعتقادی می شناسیم، مروری به مباحثی که ایشان در زمینه های مختلف بیان کردند به راحتی ما را به ماهیت فکری و اعتقادی این مباحث آگاه می سازد، مباحثی مانند زیرسوال بردن مدیریت انبیا، طرح مکتب ایرانی، جایگزینی فرهنگ تحسس به جای فرهنگ انتظار و … ، اگر قرار باشد مشایی از صحنه سیاست دور باشد ولی همچنان به نظریه پردازی های مجعول خود بپردازد عملاً کار مهمی انجام نشده است.
  • فارغ از صحت جدایی مشایی و احمدی نژاد، صرف عنوان شدن این مقوله آنهم از سوی سایت های حامی جریان احمدی نژاد و مشایی می تواند به مثابه ی یک جنگ زرگری باشد، عملاً دو سه رسانه و شخصیت نزدیک به جریان احمدی نژاد و مشایی با طرح نقل قول های مبهمی مانند جدایی احمدی نژاد و مشایی و یا کناره گیری مشایی از سیاست به دنبال ظرفیت سنجی از فضای سیاسی کشور هستند و در نهایت هم پس از دریافت بازخوردهای این خبر می توانند به راحتی تمام این اظهارات را انکار نمایند.
  • در نهایت به نظر می رسد حتی در صورت اثبات جدایی مشایی از احمدی نژاد، بازهم اکثریت طبقه حزب اللهی نتوانند مسائلی را که در چند سال آخر احمدی نژاد از سوی ایشان رخ داد را فراموش کنند و یا دوباره برای ریاست جمهوری ایشان به صحنه بیایند.
#

اشتراک این خبر در :