دوستی با آمریکا

نزدىک به سه دهه از فوت امام خمىنى(ره) گذشته است و برخى از افراد به دلىل بغض قدىمى از امام و ىا خستگى از ادامه انقلاب، مى کوشند تا شخصىت و مشخصه هاى اصىل انقلابى حضرت امام را دچار تحرىف نماىند که اىن امر در سخنرانى مقام معظم رهبرى در ۱۴ خرداد سال گذشته، به عنوان ىک خطر جدى معرفى شد و خود اىشان به تبىىن ۷ وىژگى مهم شخصىت امام پرداختند که ىکى از اىن وىژگى ها «مخالفت صریح با جبهه ی قلدران بین المللی و مستکبران» بود که در همىن خصوص مقام معظم رهبرى فرمودند:
«امام با مستکبرین سر آشتی نداشت، واژه شیطان بزرگ برای آمریکا، یک ابداع عجیبی از سوی امام بود، وقتی شما یک دستگاهی را، شیطان دانستید، معلوم است که باید رفتار و احساسات شما، در مقابل او چگونه باشد، امام تا روز آخر نسبت به آمریکا، همین احساس را داشت و عنوان شىطان بزرگ را هم به کار مى برد.»
بازخوانى اىن وىژگى امام خمىنى از چند جهت بسىار مهم است:

  1. اىن وىژگى جزء نصوص متواتر شخصىتى امام خمىنى(ره) بود و همواره بر استکبارستىزى و بالاخص آمرىکا ستىزى تأکىد داشتند؛ امام خمىنى(ره) حتى قبل از انقلاب که عَلم مبارزه با استبداد را بلند کردند شاىد بىش از استبداد داخلى به استکبار خارجى و تحقىر ملت اىران از سوى اىشان اعتراض داشت، او هرگز نسبت به استکبار و به خصوص نماد آن، آمرىکا، لبخندى بر لب و محبتى بر چشم نىاورند بلکه همواره با غىظ و غضب از شىطان بزرگ نام بردند. غىرت دىنى و ملى امام هرگز اجازه نداد تا به دنبال تعامل با دشمن درجه ىک خدا و بشرىت باشد، امام خمىنى(ره) از ىک سو آمرىکا را شىطان بزرگ و از سوى دىگر برائت از وى را لازم و ضرورى مى دانست. با ىک جستجوى ساده در خصوص رابطه امام خمىنى با شعار مرگ بر آمرىکا متوجه می شویم که اىشان هم خودشان رسما از اىن شعار حماىت مى کردند و هم آن را وظىفه همه ىک مىلىارد مسلمان مى دانستند و هم منتقدان اىن شعار را تخطئه مى کردند و اىن دشمنى خود با آمرىکا را حتى در متن وصىت نامه شان هم فرىاد کردند و اىن امر نشان مى دهد که حقىقتاً مبارزه با مستکبران عالم و در صدر آن آمرىکا، تا آخر عمرشان از اصول مهم شخصىتى امام خمىنى بوده است.
  2. وقتى هجمه براى تحرىف ىک مشخصه شخصىتى حضرت امام خمىنى اىن قدر بالا باشد که برخى مدعى تغىىر نظر امام خمىنى(ره) درباره حذف اىن شعار آن هم در اواخر عمر شرىفشان گردند ىعنى اىن خصوصىت و حفظ آن از تحرىف، بسىار مهم مى شود. هر کسى که مدعی مخالفت امام خمىنى با شعار مرگ بر آمرىکا مى شود با چند سوال کلىدى روبه رو است:
    – مگر مىشود امام خمىنى حتى در وصىتش چند مرتبه، صراحتاً بر دشمنى اش با آمرىکا تأکىد کرده باشد ولى با تبرى از اىن دشمن مخالفت کرده باشد؟!
    – مگر مىشود در حالى که هرگز دشمنى آمرىکا در قبال ملت اىران و انقلاب کاسته نشده بود، همان امام خمىنى که بارها منتقدان شعار مرگ بر آمرىکا را به شدت تخطئه کرده بود، خواستار حذف شعار مرگ بر آمرىکا شود؟!
    – مگر مىشود پذىرفت کسانى چنىن خاطره مهمى را ۳۰ سال در سىنه حبس کرده باشند و در اىن مدت همراه مردم و بعضا پىشتر از مردم شعار مرگ بر آمرىکا هم داده باشند بى آنکه از تعارض رفتارش با آخرىن نظر امام سخنى بگوىد و ىا ناراحتى وجدان پىدا  کند؟!
  3. و جنبه سومى که موجب جدى گرفتن وىژگى استکبارستىزى و آمرىکا ستىزى امام خمىنى مى شود اىن است که در تمام سال هاى پس از فوت امام خمىنى(ره)  از دشمنى هاى آمرىکا کاسته نشده است تا حدى که آمرىکا از تمام توانش اعم از تحرىم و ترور و تهدىد و … در دشمنى با انقلاب استفاده کرده است.
  4. با تمام اىن دشمنى هاى دنباله دار آمرىکا و استکبار علىه اىران، برخى در داخل کشور به هر روشى تلاش مى کنند تا چهره خبىث آمرىکا و ساىر مستکبران عالم را تطهىر و حتى بزک کنند تا حدى که اىشان را مودب و محق نشان مى دهند.

همه عوامل فوق نشان مى دهد که بحث استکبارستىزى و آمرىکا ستىزى هم در نص سىره امام خمىنى کاملا متواتر و غىر قابل انکار است و هم حفظ انقلاب بدون اىن وىژگى تقرىباً غىر ممکن است چرا که عقب نشىنى در برابر آمرىکا و باز کردن گارد در برابر او، موجب لطمات سنگىنى به کشور و انقلاب خواهد شد.

#

اشتراک این خبر در :