اخيراً نقل قولهاي جديدي از امام خميني منتشر مي شود به اين مضمون که ايشان با حذف شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر ضدولايت فقيه موافق بوده اند، که فاقد هرگونه سنديتي بوده و با رفتار و گفتار امام خميني نيز در تضادند، چرا که سال ها شعارهاي مرگ بر آمريکا و مرگ بر […]

اخيراً نقل قولهاي جديدي از امام خميني منتشر مي شود به اين مضمون که ايشان با حذف شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر ضدولايت فقيه موافق بوده اند، که فاقد هرگونه سنديتي بوده و با رفتار و گفتار امام خميني نيز در تضادند، چرا که سال ها شعارهاي مرگ بر آمريکا و مرگ بر ضدولايت فقيه در حضور ايشان و در رسانه هاي ملي اين کشور مورد استفاده بوده است و با اين مسئله مقابله ننمودند و در نهايت اين که مواضع شديدشان عليه آمريکا و معاندين با ولايت فقيه، در کنار شعار مرگ بر آمريکا و مرگ بر ضدولايت فقيه، همواره مؤيد اين شعارها به شمار مي رفته است.

در اين مطلب قصد يادآوري سخنراني ها و وصيت نامه امام خميني عليه الرحمه را ندارم و به مباني فکري شبهاتي که در اين خصوص وارد مي شود خواهم پرداخت:

آيا در قرآن، احاديث و زيارتنامه هاي معتبر، لعن و نفرين وجود ندارد؟

در قرآن کريم دو معني مرتبط در اين خصوص وجود دارد که يکي مورد تأييد و ديگري مورد نکوهش قرار گرفته است، خداوند در حدود 40 آيه ي قرآن کريم، کفار، منافقين، يهوديان، قاتل مؤمن، مشرکين، ظالمين، بدگمانان به خدا، پيروي کنندگان از شيطان و… را لعن مي کند و تنها در يک آيه از سب صحبت مي کند و نسبت به سب خدايان کفار و مشرکين نهي مي کند که نشان از تفاوت معاني لعن و سب دارد؛ چرا که لعن به معني نفرين کردن است و سب به معني توهين. نمونه هاي لعن در قرآن را مي توانيد در اينجا مشاهده کنيد.

لعن نه تنها در قرآن کريم، که در احاديث و زيارات نيز به وفور در کنار سلام به انبيا، ائمه، شهدا، اهل اسلام و ابرار مشاهده مي شود، که اين موارد نمونه هاي آشکاري از تولي و تبرا را به مومنين خاطر نشان مي سازد.

آيا پرچم و نام آمريکا قابل احترام است؟

سال هاست که اهتزاز پرچم آمريکا در اکثر کشورهاي مستضعف دنيا به نمادي از استثمار و سرقت اموال مادي و معنوي کشورها مبدل شده است و اگر آن پرچم را با پرچم دزدان دريايي مقايسه کنيم، هيچ اجحافي جز به دزدان دريايي نکرده ايم و بر اساس همين نگاه، آتش زدن چنين پرچمي را حق مسلم کشورهايي که مورد تجاوز و سرقت آمريکا قرار گرفته اند و تمام مردم حق طلب دنيا مي دانم. به واقع هنوز هيچ علامتي وجود ندارد که آمريکا به فرموده امام خميني ديگر شيطان بزرگ نباشد.

آيا شرايط کنوني در بحث مذاکره با آمريکا منافي سردادن شعار مرگ بر آمريکا نيست؟

خيانت هاي چند دهه دولت هاي آمريکا، به يقين با مذاکراتي که هنوز به هيچ نتيجه اي هم نرسيده و فاقد کوچکترين ابراز ندامت و حتي حاوي پيام هاي تهديدآميز است، نه قابل بخشش و نه حتي قابل فراموشي است و نه تنها نبايد از مواضع و شعارهاي اصولي و انقلابي در برائت از آمريکا کوتاه آمد، بلکه بايد از غيرت، تعصب و دشمن شناسي ايرانيان تقدير کرد و از وجود اين شعارها در جهت عقب راندن دشمنان و الزام ايشان به عذرخواهي استفاده نمود، نه اين که با خوش خيالي، اين نفرت مقدس را براي برداشتن تکه نان خشکي که هنوز منوط به زانون زدن است، سرکوب کرد. البته چنانچه آمريکا دست از سياستهاي استعماري و تجاوزگرانه اش بردارد، مردم ايران اينقدر هوشمند هستند که براي حذف شعار مرگ بر آمریکا نياز به خاطرات جعلي و ارائه تفاسير غلط از قرآن نداشته باشند.

آيا آراي مردم به روحاني نشان خواست مردم براي حذف شعار مرگ بر آمريکا نيست؟

اگر چه مردم به شعارهاي آقاي روحاني که به رويکرد مذاکره با غرب و آمريکا براي حل مشکلات خوش بين بود، رأي دادند، اما هرگز اين مسئله را نمي توان به معني فراموش کردن خيانتهاي آمريکا و به معني پذيرش پايان يافتن دشمني هاي آمريکا و غرب عليه ايران تلقي نمود و اصولاً چگونه مي توان از مردم توقع داشت اين همه خيانت اعم از کودتاهاي سخت و نرم، ترور، جنگ تحميلي، تحريم، تهديد، حمله به هواپيماي مسافري و …. را به صرف نشستن پاي ميز مذاکره فراموش کنند، به يقين چنين طرز تفکري براي مردم ايران نمي تواند هيچ هوشمندي قائل باشد، مردم ايران بدون هرگونه ساده انديشي، مذاکرات اخير را تنها يک فرصت براي آمريکا مي دانند، تا شايد بتواند گامي در جهت تغيير رويه خصمانه اش عليه ايرانيان بردارد.

اين مطلب در نقل قول منتشر گرديد.

برچسب هاي مرتبط: رابطه ايران و آمريکا   هاشمي رفسنجاني  سياست خارجي   ولايت فقيه   شبهه

بازدیدها: 91