مدتيست طرح بررسي کفایت سیاسی رئیس جمهور توسط برخی نمایندگان مجلس دنبال می شود كه گویا به دلیل مانع تراشی رییس مجلس، این مسئله تاکنون روی میز مجلس قرار نگرفته است ولي با توجه به اهمیت مسئله به چند نشانه در این خصوص اشاره می کنم: گوشه کنایه های روحانی به رهبري طی مدتی که […]
مدتيست طرح بررسي کفایت سیاسی رئیس جمهور توسط برخی نمایندگان مجلس دنبال می شود كه گویا به دلیل مانع تراشی رییس مجلس، این مسئله تاکنون روی میز مجلس قرار نگرفته است ولي با توجه به اهمیت مسئله به چند نشانه در این خصوص اشاره می کنم:
گوشه کنایه های روحانی به رهبري
طی مدتی که از رياست جمهوري جناب روحانی می گذرد مکرراً مشاهده شده است که ایشان یکی دو روز بعد از منویات رهبری، صراحتاً با گوشه و کنایه به کلید واژگان مقام معظم رهبری هجمه می کنند و در آخرین مورد نیز به توصیه رهبری به عدم حاشیه سازی مسئولان (باتوجه به هجمه رئیس جمهور به جایگاه نظارت استصوابی شورای نگهبان)، جناب روحانی فوراً گفتند که “تا ما از قانون صحبت میکنیم بعضی ها به ما می گویند حاشیه سازی نکنید…” یا یکی از زشت ترین مواردی که جناب رئیس جمهور کنایه ای به رهبری زدند آنروزی بود که رهبری گفتند به سمت نقطه های خیالی قدم نزنید که مصادف با این بیانات سایت رهبری نیز تصویر قدم زدن ظریف و کری را منتشر کرد ولی فوراً جناب روحانی باکنایه ای زشت گفتند که “برخی ها که مدام به دیپلمات های می گویند تندرفته و کند رفته، تقصیری ندارند چرا که عقل سالم در بدن سال است.” و یکی دیگر از این موارد بحث انتشار فکت شیت بود که روحانی بعد از مدت طولانی سکوت منتقدان را متهم به فراموش کرد و گفت “انگار فراموش کرده اند ما زودتر از همه فکت شیت مان را منتشر کردیم” و یا بازهم در مورد این که حکومت باید به اخلاق و معنویت انسانها حساس باشد نیز جملاتی با طعنه و کنایه در این خصوص بیان کردند و یا تنها چند روز بعد از حرفهایی که رهبری در خصوص تغییر نکردن مواضع منطقه ای و جهانی ایران بعد از توافق داشتند جناب روحانی دوباره به زبان آمدند و گفتند که دیگر باید مواظب حرفهایمان باشیم و …. دوستانی که به سخنان مقام معظم رهبری و جناب روحانی توجه کرده باشند متوجه هستند که تعداد طعنه و کنایه های شخص روحانی به سخنان رهبری بسیار بیشتر از حدی است که بتوان آنها را تصادفی دانست و این کنایه ها صرف حرف نبوده اند بلکه رئیس جمهور بر اساس اینها سیاستگزاری و عمل نموده است.
ایستادگی در خصوص جایگاه قانونی شورای نگهبان
تأیید صلاحیت نامزدهای انتخابات از بدو انقلاب و قبل از تشکیل شورای نگهبان توسط کمیته ای که امام خمینی تشکیل دادند شروع شد که این امر بعد از تشکیل شورای نگهبان و در حیات امام خمینی به امر تأیید صلاحیت نامزدها پرداخت و مواردی نیز در خصوص لزوم نحوه رد یا تأیید صلاحیت نامزدها به اعضای شورای نگهبان توصیه شد، لیکن جناب روحانی بدون توجه به این مسئله در مقام تفسیر قانون اساسی درآمده و هشدار داد که شورای نگهبان مجاز به بررسی صلاحیت نامزدها نیست و این در حالی است که رئیس جمهور حق تفسیر قانون اساسی را هم ندارد و این مسئله در قانون اساسی به خود شورای نگهبان سپرده شده است.
ایستادگی در برابر جایگاه قانونی مجلس شورای اسلامی
بعد از تنظیم متن برجام، همه منتظر بودیم که این متن طبق مواد 77 و 125 قانون اساسی برای بررسی و تصویب به مجلس شورای اسلامی برود لیکن جناب روحانی با این ادعا که چون متن را امضا نکرده است پس نباید به مجلس برود نشان داد که قصد دارد مانع اجرای حق و تکلیف قانونی مجلس بشود. این مسئله نیز با توجه به صراحت قانون اساسی در خصوص کلیه توافقات و قطعنامه ها و قراردادهای بین المللی (که برای کشور تعهدات خارجی ایجاد میکند) یک امر بدیهی است که اتفاقا قبلاً هم در استفساریه های شورای نگهبان نیز به این مسئله اذعان شده است.
ایستادگی در برابر جایگاه ولایت فقیه
چند روز بعد از نظرات صریح رهبری در خصوص لزوم تصویب برجام در مجلس شورای اسلامی و در حالی که همه منتظر تقدیم لایحه ی متن برجام به مجلس شورای اسلامی بودیم در نهایت تعجب جناب عراقچی (معاون وزیر امور خارجه) بر نظر مخالفشان به طرح برجام در مجلس اصرار کردند و این در حالی است که ورود دولت به مذاکرات مستقیم با آمریکا، براساس مجوز رهبری و مشروط به رعایت خطوط قرمزی (که جملگی برگرفته از منافع ملی وامنیت ملی کشور بوده است) و امروز نیز رهبری توقع دارند رعایت این خطوط قرمز (اصول امنیت ملی و منافع ملی)، توسط مجلس بررسی گردد و اصرار دولت از شانه خالی کردن از تکلیف قانونی و تبعیت از دستور ولی فقیه، علامت خطرناکی را مخابره می کند.
عدم اهتمام لازم برای اجرای قانون اساسی
نگاهی به مواضع حسن روحانی در خصوص اصول متعدد قانون اساسی اعم از اصولی که جایگاه های قوا، نهادهای قانونی، اختیاراتشان، سیاستهای کلان خارجی کشور (در خصوص استکبارستیزی که به جای پایبندی به این اصول شعر با دشمنان مدار را سرلوحه سیاست خارجی خود اعلام کرد) و به خصوص جایگاه رفیع ولایت فقیه نشان می دهد که متأسفانه ایشان برخلاف ادعای شان در خصوص حقوق دان بودن چندان نسبت به اصول مهم قانون اساسی التزام و پایبندی ندارند.
نتیجه: قانون اساسی میثاق ملی همه ایرانیان به خصوص مسئولان برخواسته از همین قانون است و نمی توان تصور کرد رئیس جمهور قانونی کشور که باید اولین مجری قوانین و به خصوص قانون اساسی باشد، مکررا در برابر اصول بدیهی قانون اساسی اعم از مجلس، شورای نگهبان و ولی فقیه ایستادگی کند، این رفتار از سوی کسی که باید مظهر مردمسالاری و تبعیت از قانون باشد پذیرفته نیست و بیشتر نشان از رفتار دیکتاتورمأبانه و غیردلسوزانه دارد که با توجه به شرایط خطیر کشور نمی توان نسبت به این رفتارها و دامنه دارتر شدن شان بی تفاوت عبور کرد و به نظر می رسد قبل از این که مشکلی برای کشور حادث شود، بررسی کفایت سیاسی رئیس جمهور باید در دستور کار مجلس قرار گیرد.
بازدیدها: 695

یوسف فرشیدی
تاریخ : 8 - سپتامبر - 2015
باسلام ودعای خیر
متاسفانه روند عدم التزام به ولایت فقیه ازهمان روزهای نخست اولین رییس جمهوریعنی بنی صدر تا کنون ادامه داشته است، جلوه ی میزوقدرت وکسب مقام ریاست جمهوری کار را بر روسای جمهور آنچنان مشتبه نموده که همگان درتبلیغات خود از ولایت پذیری به عنوان یک مورد برای جلب آرا استفاده ی ابزازی کرده اند ولی عملا بعداز رسیدن به مقام، برای خود آنچنان حق اظهارنظر قائل شده اند که کاراین دولت ورییس جمهور هم به جای اداره ی مملکت، شده است نظریه پردازی آنهم نظریاتی بعضا خلاف نظر امام جامعه .
این یک حقیقت تلخ است، بنی صدر با عبورازولایت کارش به چادرسرکردن کشیده شد و دراین دوره و زمانه بیش ازهرزمانی دقت عمل رییس جمهور را میطلبد که واقعا ولایت مدارانه عمل کند .
سیاوش آقاجانی
تاریخ : 8 - سپتامبر - 2015
سلام، عدم التزام به ولايت فقيه در عين عبارت ظاهري به او…، عبارات مقام معظم رهبري ولي در عمل و گوشه و كنايه مخالفت ….
مهدی
تاریخ : 21 - سپتامبر - 2015
هیچ کدام از دلیل های شما دلیل حقوقی بر عدم کفایت ریس جمهور نیست و تنها ناشی از احساسات است
در مورد شورای نگهبان در نص صریح قانون بنا بر اصل 99 وظیفه شورا تنها نظارت است و رئیس جمهور چون مجری قانون است تنها متذکر قانون شد و تفسیری در کار نیست
در مورد مسئله ولایت فقیه این تفسیری که شما از مسئله ولایت دارید در قانون موجود نیست و هیچ جای قانون هم نگفته رئیس جمهور باید بله چشم قربان گو رهبری باشد از این جهت این دلیل هم وجاهت ندارد
در مورد تخطی از قانون اولا مواضع یک بام دو هوای شما عجیب است چرا در زمان احمدی نژاد که خود را مفسر و مجری و قانون گذار دانست مطرح نکردید تخلفات بیشمار احمدی نژاد در عدم تحویل بودجه برداشت ها از صندوق ذخیره، و ……
ثانیا قانون در مواردی که مصلحت کشور در میان باشد و ضرورت اقتضا کند به رئیس جمهور اختیار داده است به ضرورت عمل کند در ضمن این معاهده که هنوز به امضای رئیس جمهور نرسیده تا به صورت مصوبه به مجلس برود
سیاوش آقاجانی
تاریخ : 22 - سپتامبر - 2015
سلام، در قانون اساسي ما 3 نوع نظارت داريم و اين طور نيست كه لفظ نظارت يك تعريف غيرقابل تفسير داشته باشد، نظارت در خصوص شوراي نگهبان و هر نوع ناظري بايد تعريف شود، در جايي كه ناظري خودش هم نظارت مي كند و هم اعلام ابطال يا تأييد مي كند با جايي كه ناظر مسئله اي را به مافوقش گزارش مي دهد متفاوت است و شوراي نگهبان از آن ناظرهاست كه هم ناظر است و هم داور است و هم انشاءكننده رأي. در هر صورت برخلاف نظري كه شما داريد نوع نظارت بايد تعيين گردد كه اين مسئله از زمان حضرت امام تا كنون به عنوان نظارت استصوابي تفسير و اجرايي گرديده است و هم امام خميني و هم امام خامنه اي اين تفسير را در موارد مكرر تأييد كرده اند.
بحث ديگري كه شما مطرح كرديد كه ولي فقيه براي رئيس جمهور لازم الاتباع نيست نيز اساسا غلط است. اين كه مي گوييد رئيس جمهور اساسا تنفيذ و مشروعيتش با ولي فقيه است و عبارت مطلقه براي شما قابل درك نيست گويا، در هر صورت همان كسي كه به رئيس جمهور مشروعيت مي دهد مي تواند مشروعيتش را بستاند و يا حكم حكومتي بدهد و خاطر نشان مي كنم كه بيش از همه خود جريان اصلاح طلب از حكم حكومتي رهبري استفاده كرده اند.
ايراد گرفتيد كه چرا در زمان احمدي نژاد انتقاد نكرديم و اين درصورتي است كه وبلاگ سابق (salmaneali.ir) من و حتي همين سايت كه 2 سال از تشكيل آن مي گذرد پر از انتقاد به احمدي نژاد است.
و اما استدلال آخرتان كه عدم نياز به مصوبه مجلس را بيان كرديد با يك تفسير اشتباه از متن اصل 125 قانون اساسي است كه اولا قبلا اين اصل استفساريه داشته و براساس همان عمل شده و مهمتر از همه اين كه اصل 77 قانون اساسي كاملا در اين خصوص تعيين تكليف كرده است و بدون اين كه بحثي از امضا يا مهر يا انگشت داشته باشد اساسا همه توافقنامه ها و معاهدات و تعهدات بين المللي را منوط به تصويب مجلس مي داند.
بحث ديگر اين كه شما بخواهيد يا نخواهيد بحث تفسير با شوراي نگهبان است و چه در امر انتخابات و چه در امر توافقات و بسياري از موارد ديگر قبلا استفساريه انجام شده است و رويه هم انجام شده و مورد تأييد امام و رهبري هم قرار گرفته است.
و اما يك استناد ديگر در خصوص استصوابي بودن و لزوم تأييد صلاحيت نامزدها در اصل 110 قانون اساسي در مورد لزوم تأييد صلاحيت نامزدهاي رياست جمهوري توسط شوراي نگهبان وجود دارد كه در بند 9 از مسئوليت هاي رهبري چنين آمده است:
“امضا حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب مردم. صلاحیت داوطلبان
ریاست جمهوری از جهت دارا بودن شرایطی که در این قانون می آید، باید قبل
از انتخابات به تأیید شورای نگهبان و در دوره اول به تأیید رهبری برسد.”
مهدی
تاریخ : 23 - سپتامبر - 2015
در مورد نظارت در اصطلاح حقوقی پنج نوع نظارت ترسیم شده و نه سه نوع اما یک چیزی داریم در مبنای حقوقی به نام تبادر. تبادر آنچیزی است که اولین چیزی که با شنیدن لفظ به ذهن انسان و عرف می آید مفهوم شیء به صورت اولیه است و اصل هم بر آن است و هر چیزی که غیر آن باشد نیاز به دلیل و قرینه دارد اما در مورد نظارت تبادر اولیه نظارت مطلق است بدون رد یا تایید یعنی تبادر اولیه نظارت استصوابی نیست.
اما در مورد اینکه تفسیر قوانین به عهده شورای نگهبان است باید بگویم بله این مطلب در اصل98 قانون اساسی آمده است اما به دودلیل شورای نگهبان نمی تواند اصل 99 که مربوط به نظارت است را تفسیر کند زیرا:
دور پیش می اید یعنی شورای نگهبان خودش وظیفه خودش را انتخاب کند و این امر در حقوق قبیح است زیرا موجب یگانگی و وحدت رویه نمی شود مثلا فرض کنید اعضا شورای نگهبان عوض شدند و نظارت را استصوابی ندانستند در اینجا وحدت رویه تفسیر از قانون بهم می خورد و وظیفه شورای نگهبان دستخوش تغییرات می گردد در ضمن در اینجا شورای نگهبان ذی نفع است و فرد ذی نفع نمی تواند شهادت بدهد.
دلیل دوم اینکه در حقوق باید دید ارتکازات قانونگذار چیست یعنی اینکه ببینیم قانون گذار بر روی چه چیزی متمرکز بوده است اگر قرار بود وظایف شورای نگهبان را خود شورا تفسیر کند دیگر اصل های قبلی و بعدی را چرا قانون گذار آورده است؟ یکسره تفسیر وظایف شورا را به خودشان واگذار می کرد پس می توان این استنتاج را نمود که قانون گذار تفسیر غیر از وظایف خود شورا را به عهده شورای نگهبان گذاشته است.
اما در مورد تفسیر امام و رهبری در مورد وظیفه شورا، نهایتا می توان گفت این یک نظریه کارشناسی است که باید بررسی شود حکم حکومتی که نیست لازم الاتباع باشد.
اما در مورد مسئله ولایت فقیه بنده تفسیر آقای مصباح را به هیچ عنوان قبول ندارم و در مقاله ای مفصل رد های خود را بر آن ایراد نمودم. ولی فقیه برای حکومت اسلامی نیاز است اما محدوده اختیار وی را قانون مشخص کرده و هر جا که حکم حکومتی بدهد بر همه لازم الاتباع است در غیر اینصورت تنها دیدگاه وی یک دیدگاه کارشناسی است که باید بررسی گردد از این جهت رئیس جمهور می تواند توصیه های رهبری را عمل کند یا نه. تصمیم با خودش است.
در مورد تایید صلاحیت ها که استناد کردید به اصل 110 اولا نظر رئیس جمهور در مورد انتخابات مجلس بود و سازوکار مجلس با ریاست جمهوری متفاوت است زیرا در ریاست جمهوری شرط است که فرد رجل سیاسی باشد و احراز رجل سیاسی نیاز به کارشناسی دارد بر خلاف مجلس که می تواند با استعلام از چهار نهاد انتظامی دادگستری ثبت احوال و اداره اطلاعات صلاحیت فرد را ثبت کنند یعنی در این مورد دیگر نیاز به تایید یا رد شورای نگهبان نیست بلکه تایید آن چهار مرجع کافی است
سیاوش آقاجانی
تاریخ : 23 - سپتامبر - 2015
سلام مجدد، من حقوق دان نيستم ولي تاجايي كه مي دانم 3 نوع نظارت در قانون اساسي آمده است و البته همانطوري كه شما گفتيد مي تواند شاخه هاي ديگري هم برايش متصور بود، بحث ديگر اين كه اين كه با شنيدن يك لفظ ذهن انسان به كدام معني اول مي رسد كه اين مسئله با توجه به متفاوت بودن اشخاص بازهم متفاوت است و ما انواع مختلف نظارت هم اكنون در جامعه و بين نهادهاي نظارتي داريم كه همه هم عرف هستند. مثل شهرداري كه هم ناظر است و هم خودش ساختمان خطرناك را تخريب مي كند و يا بازرسي كار كه فقط ناظر است و مجوز تخريب را بايد از طريق دادگاه بگيرد. و بحث ديگر اين كه وقتي شوراي نگهبان ناظري نيست كه به جايي گزارش بدهد اين معني به ذهن متبادر مي شود كه خودش داور هم هست و اين همان نظارت استصوابي است. مثلا در خصوص نظارت بر رعايت اصول اسلامي و قانون اساسي مصوبات مجلس داور در نهايت مجمع تشخيص است و برايش داور تعريف شده است اما در خصوص انتخابات شوراي نگهبان هم ناظر است و هم داور
اين كه گفتيد ممكن است موجب وحدت رويه نشود يك خطا وجود دارد چرا كه استفساريه هاي شوراي نگهبان تغيير نمي كنند. و وقتي استفساريه اي وجود داشته باشد مگر فردي مي رود و استفساريه مجدد مي گيرد؟!!!! مگر اين كه سوال اساسا متفاوت باشد. بحث ديگر اين كه وظايف شوراي نگهبان در قانون انتخابات نيز آمده است و البته فقط محدود به قانون اساسي نيست و اينطور نيست كه مدام تغيير كند همانطوري كه از ابتداي انقلاب تاكنون نيز تغيير نكرده است.
اين كه چرا قانون گذار فلان مسئله را نياورده است يك بحث است و اين كه بگوييم پس هرچيزي كه به صورت صريح در قانون نيامده است پس نبايد با تفسير استنتاج شوند بحث ديگريست. درهر صورت شوراي نگهبان در زمان حيات كساني كه قانون اساسي را نوشتند اقدام به تأييد صلاحيت كرده است و اساسا اين اقدام نيز قبل از شوراي نگهبان توسط كميته اي ديگر انجام مي شده است و با تأسيس شوراي نگهبان اين شورا انجام داده است و اين كه طوري صحبت كنيد كه انگار يك تفسير جديدي ايجاد شده باشد اينطور نيست. ضمنا تا وقتي كه قانون مرجع تفسير متفاوتي براي شوراي نگهبان تعريف نكرده باشد همين مرجع مفسر كل قانون اساسي است و اين كه شما تفسير اين شورا را براي بندهاي مرتبط با شورا قبول نداريد بايد مستند به ماده يا قانوني مشخص باشد.
در مورد اين كه شما مي گوييد تفسير امام و رهبري درمورد وظيفه شورا نهايتا يك نظريه كارشناسي است از چند جهت اشكال دارد چرا كه اولا فقط امام و رهبري در خصوص اين تفسير با سكوت خود تأييد نكردند بلكه كساني كه قانون اساسي را نوشتند نيز با سكوت خود تأييد كردند و ثانياً امام و رهبري صرفا سكوت نكردند بلكه در موارد متعددي دستور به دقت در تأييد صلاحيت ها كرده اند كه اين دستور را شما نمي توانيد تفسير شخصي برداشت كنيد. اساسا يكي از مشكلات ما با شما اين است كه هرجا كه برايتان نصرفد دستور رهبري را توصيه يا نظر كارشناسي برداشت مي كنيد.
در مورد اين كه شما به استاد مصباح نقد كرده ايد كه حرفي ندارم كه البته هركسي مي تواند ادعاي نقد هركسي را بكند همانطوري كه دوستان شما بعضا نقد خدا و قرآن را هم مسئله اي ساده دانستند. و اين كه شما فكر مي كنيد حكم حكومتي مثلا بايد بايك آژير خاص يا مهر خاص يا دستخط خاص يا صداي خاص و يا لحن خاص بيان شود اينگونه نيست و در هر صورت ولايت فقيه لازم الاتباع است چه با لحن مهربان و چه با لحن جدي.
اين كه گفتيد مثلا در خصوص رئيس جمهور بحث رجال سياسي بودنش بايد تأييد شود نيز اولا دوستان شما مشكل دارند و همينرا هم برنمي تابند و مدام مورد اعتراض قرار مي دهند و ثانيا اين كه در خصوص آن 4 نهادي كه بايد نظر بدهند نيز بايد يك نهادي نظرات اين 4 نهاد را جمع بندي و قضاوت كند. اگر 3 مركز امنيتي تأييد كامل كردند و يك مركز كمي در آن خدشه وارد كرد اينجاست كه اين شورا بايد بتواند تصميم نهايي را بگيرد و چه بساد كه حتي خودش هم يك مرحله تحقيق انجام دهد. حال شما ممكن است بگوييد كه اين را دولت هم مي تواند انجام دهد و اين در حالي است كه اين مسئله به مراتب و به مراتب بيشتر بوي حزبي و جناحي و دخل و تصرف خواهد داشت. در هر صورت هر دولتي مايل است حزب متبوع خود را تأييد و حزب رقيب را مردود كند كه اين مسئله بايد به همان نهاد نظارت محول گردد.
مهدی
تاریخ : 26 - سپتامبر - 2015
می خواستم جواب بدهم دیدم شما متاسفانه از بحث علمی خارج شدید و شروع به انگ زنی کردید. شما از کجا می دانید بنده چه تفکری دارم که هی دوستان شما، دوستان شما می کنید؟!!! اگر نمی توانید بحث علمی مفید داشته باشید لا اقل آزاده باشید و انگ نزنید
شما به هیچ عنوان بی طرف نیستید بلکه کاملا حزبی و متعلق به یک گروه حرکت می کنید.
در ضمن آقای مصباح هم خدا و معصوم نیست و کلام ایشانوحی منزل نیست.
با تشکر خدانگهدار برای همیشه
سیاوش آقاجانی
تاریخ : 28 - سپتامبر - 2015
عليكم السلام، بزرگوار شما هم در اولين متنتان گفتيد كه من تنها براساس احساسات مطلب نوشته ام، فكر نمي كنيم اين عبارت كه دوستان شما … همچين خيلي نسبت به آن عبارت متفاوت باشد… در هر صورت وقتي وارد بحث مي شويد اينقدر حساس نباشيد و به جاي اين حساسيت نابجا پاسخ دقيق و علمي تان را بيان كنيد…. در هر صورت من به اندازه علمم به شما پاسخ دادم و شما هم به اندازه علم يا ادعايتان پاسخ گو باشيد و فرافكني نكنيد.
امیرحسین جلالی
تاریخ : 29 - آوریل - 2017
با نام پروردگار
مطلب جالب بود
من وابسته به هیچ جریان و حزبی نیستم
اما نظری دارم که مورد تایید هم علما و هم رهبری است
در زمانی غیر از زمان اتخابات ما باید تحت هر شرایطی از رئیس جمهور حمایت کنیم تا مورد سواستفاده رسانه های ضد انقلاب نشود
سیاوش آقاجانی
تاریخ : 29 - آوریل - 2017
سلام برادرجان، حمایت از رئیس جمهور و دولت برای انجام کارها و قبول داشتن وی به عنوان رئیس جمهور و سنگ اندازی نکردن در انجام وظایفش امری لازم و واضح است اما این که انتقادی به رفتار و گفتار و عملکرد دولت نشود این نه با اسلام و نه با هیچ مکتب دیگر بشری و الهی سازگار نیست. بالاخره حاکمیت تا در معرض انتقاد قرار نگیرد نمیتواند به خوبی هم حرکت کند.