مقام معظم رهبري در سالروز وفات حضرت امام خميني قدس سره الشريف، بر موارد زيادي تأکيد کردند که مطمئناً بيشترشان بر يک نقطه تمرکز داشتند و آن تبيين شخصيت حضرت امام و دور کردن خدشه هاي انحرافي به شخصيت ايشان بود. البته اين فقط امام خميني نيست که مورد هدف تحريف قرار گرفته است، بلکه […]
مقام معظم رهبري در سالروز وفات حضرت امام خميني قدس سره الشريف، بر موارد زيادي تأکيد کردند که مطمئناً بيشترشان بر يک نقطه تمرکز داشتند و آن تبيين شخصيت حضرت امام و دور کردن خدشه هاي انحرافي به شخصيت ايشان بود. البته اين فقط امام خميني نيست که مورد هدف تحريف قرار گرفته است، بلکه اکثر مباني انقلاب و انقلابي گري مورد هجمه است و اگر هم تحريف شخصيت امام خميني را انجام مي دهند، آن هم در جهت و باهدف تحريف انقلاب است.
برخي براي اين که استکبارستيزي را بزنند به تحريف تاريخ اسلام، به تحريف تاريخ انقلاب و به تحريف شخصيت معمار انقلاب اقدام مي کنند.
برخي براي اين که عدالت خواهي، ساده زيستي، مردم داري، دين محوري، کمک به ملت هاي مستضعف و … را به فراموشي بسپارند از هر حربه اي استفاده مي کنند، با توجيه، با تحريف تاريخ، با تفسير به رأي، با خاطره سازي، با تحريف شخصيت امام و بزرگان اسلام و انقلاب و با توهين و تهمت به کساني که هنوز مقيد به رفتارهاي انقلابي هستند، تلاش مي کنند چهره انقلاب را در ذهن مردم تحريف و شخصيت هاي انقلابي را در اذهان مردم تخريب کنند.
در اين ميان، شخصيت امام خميني به عنوان يک خط کش مهم انقلاب و انقلابي گري عمل مي کند و رفتارها و گفتارهايش به مثابه سدي در برابرتحريفات انقلاب عمل مي کند و در چنين شرايطي يکي از ناجوانمردانه ترين روش ها براي تحريف انقلاب تحريف شخصيت امام، تأويل به رأي خصوصيات بارز ايشان در استکبارستيزي، ساده زيستي، عدالت خواهي، دين محوري و … جريان خاطره سازي است. وقتي امام خميني در سخنراني ها و دست نوشته هاي و رفتارشان مکرراً بر دشمني با استکبار و کنار نيامدن با ايشان تأکيد کرده اند، تلاش مي شود تا با ساختن خاطره، تمام آن گفتارها، نوشتارها و رفتارها را مخدوش نمايند، البته شايد ساختن يک خاطره که در مسير شخصيت واقعي کسي باشد چندان قابل تشخيص نباشد، اما وقتي تناقضات آشکار رخ مي دهد، ساختگي بودن خاطرات به خوبي نمايان مي گردد.
البته همانطوري که بيان شد، از اين قبيل تحريف ها فقط در خصوص شخصيت امام مشاهده نمي شود، بلکه از قيام عاشورا تا صلح امام حسن و صلح حديبيه و مفهوم امامت و فتنه جمل … را نيز در برمي گيرد؛ متأسفانه برخي افراد و شخصيت ها به جاي اين که خودشان را با سيره و گفتار پيامبر، اهل بيت و امام خميني منطبق کنند، شخصيت ايشان را تحريف مي کنند و به سمتي که دل خواهشان است تأويل مي نمايند مثلاً در جايي که سالار شهيدان در برابر فسق و ظلم يزيديان مصالحه نکرد و تن به زندگي با ذلت نداد و جانش را فداي اصلاح امور جدش و امر به معروف و نهي از منکر قرار داد، نمي توان اين مفهوم را منطبق با سازش و مذاکره با استکبار قرين دانست و اينجاست که مبارزه با تحريفات و شبهات بسيار اهميت پيدا مي کند.
اصلاً فرض کنيم که اظهاراتي که برخي حاميان مذاکره در خصوص شرايط فعلي با برخي شرايط صدراسلام که منجر به مذاکره و صلح شد صحيح باشد که نيست، ولي نمي توان خروش پيامبر و امام را در برابر بدعهدي دشمنان بعد از صلح حديبيه، يا صلح امام حسن عليه السلام، يا پس از بدعهدي بني قريضه، با تحمل و گذشت از تمام بدعهدي هاي آمريکا و غرب مشابه دانست، حقيقتا نمي توان صلح هايي را که در نهايت با بدعهدي طرف مقابل، همه چيز را به نفع مسلمانان تمام مي کرد را با صلحي مقايسه کرد که دست طرف مقابل در بدعهدي هميشه باز و دست ما در مقابله به مثل بسته باشد، يادمان نمي رود که ما پس از بدعهدي هاي هسته اي طرف مقابل در اواخر دولت اصلاحات، ناچار به ترک تعليق داوطلبانه شديم، چقدر ما را متحمل فشارهاي بين المللي کردند و اين مسئله اي است که به نظر مي رسد با توافقات فعلي به مراتب بدترش حادث شود.
متأسفانه برخي براي تحريف مفهوم آسماني ولايت تلاش مي کنند حتي امامت را نيز به يک مفهوم زميني و مترادف با دموکراسي تحريف کنند و براي اي منظور از بيان دروغ نسبت به ولايت حضرت امير عليه السلام نيز ابايي ندارند، مثلاً مي گويند پيامبر به حضرت علي عليه السلام در مورد رأي مردم وصيت کرده است به نحوي که بدون رأي مردم حتي امامت شان هم زير سوال باشد و حال اين که اين ها به عنوان دروغ بستن به معصوم و تحريفات جدي در تاريخ اسلام و از گناهان بزرگ کبيره به شمار مي رود.
يکي از شيوه هاي معمول براي زدن آرمانهاي انقلاب، استفاده از الفاظ توهين آميز و تحقير کننده در قبال کساني است که انقلابي حرف مي زنند و انقلابي مي زيند، به عنوان مثال، توجه به دين داري و هدايت مردم توسط حکومت را به خشونت و بي منطقي تأويل مي کنند، ساده زيستي و مردم داري را به پوپوليستي بودن تعبير مي کنند، استکبارستيزي را به شعارزدگي تفسير مي کنند، دينداري را به رياکاري تشبيه مي کنند و در نهايت تمام تلاش شان را مي کنند تا مردم نسبت به مفاهيم اصيل انقلابي بدگمان شوند.
نگاهي به روش هاي غير اخلاقي در تخريب وجهه انقلابي گري نشان مي دهد که سکوت و بي تفاوتي در اين عرصه حقيقتاً مجاز نيست، اين که پاسخگويي به تحريف هاي انقلاب و اسلام را نيز به رهبري موکول کنيم، اين که ايستادگي در برابر فشارها و جام زهرهاي ظل اين تحريفات را نيز به رهبري متوجه کنيم، اين ها خواسته تحريف کنندگان است و حال اين که صاحبان اين انقلاب خود مردم هستند و مردم و به خصوص خواص و نخبگان جامعه بايد نسبت به اين تحريفات کاملاً هوشيار باشند و بهترين روش براي خنثي کردن اين تحريفات در کنار روشنگري، اين است که خودمان به اين مباني پايبند باشيم، هر کدام از ما بايد نمونه تبلور يافته از تفکر و مشي انقلابي باشيم، در اين صورت، برچسب ها ديگر در ذهن نوجوانان و جوانان و عوام کارگر نخواهد بود، يک انقلابي خوش اخلاق، مردم دار، دين دار، ظلم ستيز، ساده زيست و بي تکلف، بزرگترين شاخص براي برطرف کردن اين شبهات و تهمت هاست، شيوه اي که در کلام و رفتار مقام معظم رهبري به برجستگي مشخص است.
بازدیدها: 110
