یک هفته از انتصابم به عنوان مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گیلان گذشته بود که از سوی بازرس ویژه رییس جمهور که به مناسبت سفر قریب الوقوع شهید رئیسی به گیلان، در استانداری مستقر بود احضار شدم. وقتی به محضر ایشان رسیدم با عصبانیت گفت…

ضمن تبریک روز کار و کارگر و به این مناسبت، خاطرهای را نقل می کنم: یک هفته از انتصابم به عنوان مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گیلان گذشته بود که از سوی بازرس ویژه رییس جمهور که به مناسبت سفر قریب الوقوع شهید رئیسی به گیلان، در استانداری مستقر بود احضار شدم. وقتی به محضر ایشان رسیدم با عصبانیت گفت چرا گیلان اینقدر تنش کارگری دارد؟ پاسخ دادم که تازه یک هفته است منصوب شدهام و ان شاالله در این خصوص برنامه دارم و برنامههایم را تشریح کردم؛ این دیدار بر عزمم در خصوص حل مسائل کارگری افزود خصوصا که هم وزیر و هم استاندار تاکید کرده بودند سریع انتصابات و برنامههایم را انجام دهم.
از آنجا که سالها بازرس کار بودم، از ظرفیتهای قانون کار برای پیگیری مطالبات بحق کارگری که سالها بر زمین مانده بودند اطلاع داشتم و میدانستم کارگران احساس بیپناهی می کنند و برای این است که در مطالبه حقوقشان پیه اخراج را به جان میخرند و به اعتصاب و تنش رومیآورند فلذا حتی قبل از مدیرکلی، با گزینه معاونت مدنظرم، اصطلاحاً طی کرده بودم که برخورد با کارفرمایان متخلف و مواردی مثل حذف عرف غلط و غیرقانونی مرور زمان در بررسی دعاوی کارگری باید اجرایی شود و او که تنها سه روز پس از مدیرکلی، منصوبش کردم نیز تا آخر همراهی کرد.
البته اجرای این برنامه ها در ساختاری که میدانست فرایند پیگیری قضایی یا محاسبه همه حقوق تضییع شده کارگران که (بعضا به 10 و 15 سال میرسید) بجای عرف دو ساله وقت، چقدر زحمت و تنش ایجاد میکند، آسان نبود ولی عزمم جدی بود و در حالی که در شاخصها و سنجههای عملکردی وزارتخانه، این موارد وجود نداشتند برای آنها سنجه تعریف کردم و همکاران و ادارات را بر اساس آنها ارزیابی و تشویق کردم و تلاش کردم با توجه به حضورم در کمیته راهبری معاونت روابط کار وزارتخانه، این سنجهها را به سنجههای ملی تبدیل کنم لیکن عمر دولت سیزدهم قد نداد.
متاسفانه هنوز هم مدت رسیدگی به دعاوی از کیفیت رسیدگی مهمتر است و هنوز هم تعداد بازرسی، مهمترین ملاک عملکرد بازرسان کار است و این نقصان و البته رفتارها و فشارهای داخلی و بیرونی، مدیران را به فرار از تکالیف قانونی سوق میدهند. هنوز اگر در استانی تعداد برخورد قضایی با کارفرمای متخلف صفر هم باشد کسی مدیرش را استنتاخ نمی کند که چرا مثلا با وجود این همه حادثه و تخلف و شکایت کارگری، با هیچ کارفرمای متخلفی برخورد پیشگیرانه نکردید و تنها زمانی که حادثه شدیدی رخ میدهد دنبال مقصر میگردند که چرا برخورد نکردید!
و اگر بخاطر پیشگیری هم، با کارفرمایی برخورد کنید، انواع فشارها از طریق مسئولان اجرایی و نمایندگان و حتی بعضا قضایی بر شما وارد میشود تا به آن کارفرمای متخلف، فشاری وارد نشود! مداخلهای که اگر درباره فشارهای غیرقانونی و غیرمسئولانه دستگاههای دیگر (مثل تامین اجتماعی، بانکها، دارایی، برق، گاز و… که از قضا ذینفع هم هستند) بود، شاید به عنوان دلسوزی برای تولید، قابل قلمداد بودند!
و متاسفانه این فشارها عمدتا درباره حقوق کارگر که طبق قانون کار از دیون ممتازه است و بر همه دیون دیگر اولویت دارد، ناشی از مظلومیت کارگران و بیکسی ایشان است! البته داریم تشکلاتی را که مدعی حمایت از کارگران هستند اما وقتی عملکردشان را میسنجید میبینید پرادعاترینهایشان (مثل خانه کارگر) هم درباره همین تظلمات آشکاری که بعضا دهها سال به حقوق کارگران گیلانی میشد، سکوت اختیار کرده بودند.
بگذریم؛ بالاخره با فشار و پیگیری خودم و تلاش و همراهی همکاران خوبم، برخورد با کارفرمایان متخلف از مقررات حقوق کار و ایمنی کارگران نیز همانند حذف مرور زمان در رسیدگی به دعاوی کارگری اجرایی شد و ما مدام به کارگران و تشکلات کارگری این پیام را با قول و فعل مخابره کردیم که اصلا نیازی نیست کارگران برای احقاق حقوقشان متحمل هزینه شوند و اصلا نیازی نیست فضای کارخانه به سمت تنش و وقفه در کار برود و فقط کافی است مسائلتان را به ما منتقل کنید تا ما با روش مسالمت آمیز یا از طریق پیگرد قضایی، حقوق شما را بستانیم.
این طور شد که همراه با جهش تعداد معرفی کارفرمایان متخلف به دادگاه، تعداد تشکیل شورای اسلامی کار و اجرای طرح طبقه بندی و… هم دچار جهش شد. فضا طوری شده بود که بسیاری از کارفرمایان دریافته بودند که اگر موارد ابلاغی را رفع نکنند کارشان به پیگرد، فشار و جریمه خواهد رسید؛ البته بعضا برای یک کارفرمای متخلف که چند کارخانه داشت، چند نماینده مجلس تماس میگرفتند که میکوشیدم قانعشان کنم که البته بعضا هم قانع نمیشدند و تلاش میکردند فشارهای نامتعارف بیاورند.
البته تحمل این فشارها ارزش داشت چرا که استان گیلان با وجود آن همه تنش کارگری در ابتدای دولت شهید رئیسی، به استانی با کمترین تنشهای کارگری (که همانها هم ریشه در خارج از استان داشتند) تبدیل شد. نکته جالبتر این که در مواردی مثل تخلفات سازمان تامین اجتماعی درباره تغییر عناوین شغلی کارگران که هم کار بازنشستگی کارگران را با تاخیر مواجه کرده بود و هم موجب جریمه چند صدمیلیونی کارفرمایان شده بود در برابر تامین اجتماعی هم ایستادیم و آنجا بود که کارفرمایان و تشکلات کارفرمایی که بعضا هنوز متوجه خدمت ما از طریق کاهش تنشهای کارگری در کارگاههای خود نشده بودند، دریافتند ما حتی خارج از تکالیف قانونی در کنار ایشان ایستادهایم و از حقوقشان دفاع میکنیم.
در هفته کارگر هستیم و امروز هم روز جهانی کار و کارگر است، روزی که البته به مناسبت آن، برنامهها و جشنهای مختلفی در همه شهرها برگزار میگردد و افرادی هم چه به عنوان مسئولان اجرایی و چه به عنوان تشکلات کارگری و کارفرمایی، در مدح کار و کارگران سخنها میگویند که قابل تقدیر است اما مهمتر از این بزرگداشتها، تکریم عملی کارگران است.
این که حقوق، امنیت شغلی، ایمنی، سلامتی، رفاه و مهمتر از همه، کرامتشان پاس داشته شود. این که حقوقشان به دروغ عامل تورم خوانده نشود، این که صندوقهای بازنشستگی که آینده ایشان را رقم میزنند مراقبت شوند، این که داراییهای این صندوقها که متاسفانه عمدتا به حیاط خلوت دولتها و نمایندگان تبدیل شده و گران و زیانده مدیریت میشوند درست اداره شوند و یاری باشند برای صندوقها و نه باری برایشان و این که زودتر تبدیل وضعیت کارگران شرکتی را انجام دهند و بساط ظلم و ظالم پروری را از دستگاههای اجرایی و عمومی جمع کنند.
روز کار و کارگر بر همه کارگران زحمتکش و کارفرمایان باوجدان مبارک.
بازدیدها: 0
