در حاشیه بازخوردها به مطلبم درباره سخنان اخیر آیت الله فلاحتی خطاب به بدحجابها و با توجه به بیانیه اخیرشان، لازم دیدم مطلبی تقدیم نمایم:

بعد از مطلب «درباره سخنان آیت الله فلاحتی خطاب به بدحجابها» که نوشتم، دوستانی که در پوشش فعالیتهای سیاسی ید طولایی در پاپوش درست کردن و حذف افراد دارند علیه بنده فعال شدند تا از طریق اجماعسازی، نظر دستگاههای نظارتی برای تجدید نظر پیرامون تایید صلاحیت بنده در انتخابات شورای شهر را جلب نمایند که البته به آن مسئله نپرداختم و با توکل به خداوند، خیر را در آنچه رخ میدهد دانستم، اما بیانیه اخیر نماینده محترم ولی فقیه و نظرات برخی دلسوزان و دوستان متدین باعث شد تا دوباره در این خصوص مطلبی تقدیم نمایم که اگر چه مطول است اما مطالعه کامل آن را برای پیشگیری از سوءبرداشت در خصوص آن توصیه میکنم:
مقدمتا این که سوابق نوشتههای اینجانب اثبات میکند که بارها در دفاع از الزامی بودن حجاب و حتی در دفاع از حفظ گشت ارشاد (در کنار ضرورت رفع کاستیهای آن و باو اولویت دادن به کارهای ایجابی)، آن هم در کوران فتنه زن زندگی آزادی و در زمانی که مسئولیت اجرایی داشتم، دست به قلم شدم و در زمانی که بسیاری از مدعیان امروز سکوت اختیار کرده بودند، پیه چند هزار فحش ناموسی از مدعیان آزادی را به جان خریدم چون می دانستم با حذف گشت ارشاد، جامعه به اینجایی میرسد که رسیده است و همچنان معتقدم باید از ظرفیتهای قانونی موجود استفاده کرد و البته در کنار توجه به همه دستگاهها و تکالیف متعددی که در حوزه عفاف و حجاب برایشان ترسیم شده است باید به وظایف دستگاههای انتظامی و قضایی هم پرداخت اما این تمرکز روی برخوردهای سلبی و ترک فعلهای گسترده و عدم نظارت در خصوص این ترک فعلها حتما قابل بخشش نیست، خصوصا که کار بجایی رسیده است که برخی متولیان فعلی یا سابق همان نهادهای فرهنگی که بیشترین تکالیف را در این خصوص داشتهاند و دارند نیز، بجای پاسخگویی بابت قصورهای خود، به نیروی انتظامی و دستگاه قضایی که همیشه و بیش از همه پای کار بوده و هزینه دادهاند حمله میکنند!
پس همانطور که از سوابق و شخصیتم بر میآید، مطلب اخیری که نوشتم در دفاع از بدحجابی و بدحجابها نبود بلکه بحث این بود که نمایندگان ولی فقیه و همه کسانی که ادعای ولایتمداری دارند باید با رعایت ملاحظات و جوانب و شروط امر به معروف و نهی از منکر و مهمتر از همه با ادبیات منطبق با ادبیات رهبر شهید انقلاب که اوج توجه به همه این جوانب را داشتند اقدام نمایند. به راستی اگر حتی نتوانیم از نماینده ولی فقیه بخواهیم که تابع رفتار، گفتار و ادبیات ولی فقیه باشد دیگر چه چیزی را میتوانیم از ایشان مطالبه کنیم؟!
آری! رهبر شهید انقلاب نیز بارها در ضرورت رعایت حجاب سخن گفتند و بیحجابی را حرام شرعی و سیاسی خواندند که نظام اسلامی نمیتواند از آن کوتاه بیاید، اما آیا ایشان هرگز بیحجابها را هم طرد کردند؟! آیا ایشان هرگز مثل آیت الله فلاحتی به بدحجابها فرمودند «من از شما بیزارم» یا اینکه ایشان بارها گفتند من همه ملت ایران را دوست دارم؟! آیا هرگز گفتند شما سیاهی لشکر هستید و نیازی به شما نداریم؟! آیا هرگز به باحجابها گفتند بی حجابها را طردکنید، اینها از شما نیستند و باید دمار از روزگارشان درآورید؟! آیا اینهایی که کشف حجاب کردهاند ولی پرچم ایران اسلامی بدست، به خیابان آمدند و به برکت خون قائد شهیدمان برانگیخته شدند و برای رهبرشان اشک ریختند و از سوی ضدانقلاب هم ناسزا شنیدند را باید طرد کرد و یا باید برای جذب اینها برنامههای دقیقی داشت؟! مگر رهبر انقلاب همینها که در مراسم انقلابی شرکت میکنند را دختر خود نخواندند؟! مگر نفرمودند ایشان دلداده انقلاب هستند و ایشان را بی دین نخوانید؟! مگر نفرمودند اگر کسی در عملش نقص داشت او را نباید بیدین و ضدانقلاب خطاب کرد؟! مگر روی اتحاد مقدس آن هم در شرایط جنگی تاکید وافر نکردند؟!
و مگر رهبر جدیدیمان حضرت آیت الله سیدمجتبی خامنهای، در پیامی که به مناسبت سوالات مکرر برخی از اقشار درباره حلالیتطلبی از رهبر شهید انقلاب و ضمن این که فرمودند ایشان «همه ملت ایران» را فرزند خود میدانستند، نفرمودند همین حضور حماسی یکایک مردم ایران و برداشته شدن همه دیوارهای جدائی از میان مردم، نشانه رضایت رهبر شهید از مردم است؟! و سوال این است که چرا در یک خطابه باید این همه سخن متعارض با رهبر شهید انقلاب و رهبر جدید انقلاب داشت و همه این مواضع اشتباه را در جایگاه نمایندگی ولی فقیه انجام داد و تازه به نمایندگی از مردم حاضر در خیابان بیان کرد؟! شاید فراموش شده است که احترام ما به جایگاه نماینده ولی فقیه، بخاطر عشق و ارادت ما به جایگاه ولی فقیه بوده و است و شاید این منصب و عزت و احترامها، امر شخصی برداشت شده است؟!
یادم هست آیت الله گلپایگانی در روز تودیع آیت الله قربانی و معارفه آیت الله فلاحتی، در کنار خواندن پیام رهبر شهید، افاضاتی داشت و کسانی که به آیت الله قربانی انتقاد داشتند را «نادان» خطاب کرد و همان موقع مطلبی در کانالم (نازکبین) با عنوان «تلخ و شیرین یک معارفه» منتشر کردم که دو سه روز بعد، روزنامه صبح نو هم آن را بازنشر کرد و امروز هم متاسفانه بابت انتقادم به آیت الله فلاحتی در کنار استقبالی که از سوی بسیاری از عزیزان متدین و انقلابی داشتم، انواع تهمت و توهین را هم متحمل شدم که یکی از اتهامات این بود که آقاجانی بخاطر نامزدی در انتخابات شورا این مواضع را گرفته است در صورتی که قبلا هم در مطالبی با عنوان «خطاب به آیت الله قربانی درباره اظهاراتشان پرامون مجتمع آدینه رشت»، «خطاب به آیت الله قربانی، نماینده محترم ولی فقیه در استان گیلان»، «نقدی بر نحوه دفاع برادر انقلابی از جایگاه نماینده ولی فقیه استان گیلان»، «درباره استعفای مهدی مجرد، رئیس دفتر امام جمعه رشت» یا «استعفای مهدی مجرد و حواشی جدید آن» در انتقاد به آیت الله قربانی یا مجموعه دفتر ایشان نوشتم و در مطالبی با عنوان «جهاد تبیین، جوانگرایی و مردم داری یا تحقیق، تدریس و تالیف؛ ماموریت کدام است»، «کلامی با بزرگان گیلان درباره ستاد احیای امره به معروف و نهی از منکر» یا استوری که درباره عبارت «بیزارم» آیت الله فلاحتی خطاب به بدحجاب های تالار مرکزی شهر رشت آن هم در زمان مدیرکلی منتشر کردم، هدفم بیان حرف حقی بود که باید بیان میشد و نه ترس از منصب یا شوق به جایگاهی؛ اینها را عرض کردم تا دوستانی که بیمحابا در برابر هر انتقادی، در وهله اول و بجای پاسخ به آن، به منتقد برچسب میزنند، مراقب باشند تا اینطور مرتکب تهمت نشوند و در دفاع از دیگران، به آخرت خودشان لطمه نزنند.
امروز بعد از مطالعه بیانیه اخیر آیت الله فلاحتی و مرور کامل به سخنان قبلی ایشان همچنان معتقد هستم بیانیه ایشان، آب رفته را به جوی بازنگرداند ایشان البته در بیانیه شان همانند سخنرانی شان تاکید کردهاند که خطابشان به شل حجابها نیست و به بیحجابهاست، بدحجابها و به بی بندوبارهاست» که اگر چه این تفکیک خوب دیده نشد، لیکن همین حرفهایی که در سخنرانیشان درباره بدحجابها زدند هم قابل دفاع نبودند و در بیانیه اخیر هم اصلاح نشدند، مثلا «اینها اگر به خیابان هم میآیند با شما همدرد نیستند، هرکسی میگوید غلط میکند»، «بعضیها فکر میکنند به سیاهیلشکر نیاز داریم»، «زنی که کشف حجاب میکند و با لباس فجیع بیرون میآید، مخالف قرآن است؛ مرگ بر مخالف قرآن»، «به پدران و شوهران و برادران اینها میگویم که این زن و خواهر و همسر خود را بیرون میآورید غیرت دارید یا نه»، «من توصیه میکنم به این زنانی که با وضع بدحجابی به خیابان میآیند، خودتان را جمع کنید، این مردم را دولت به میدان نیاورد، این ملت را من فلاحتی به خیابان نیاوردم، این ملت را خدا آورد و خودشان آمدند، اگر این مردم تصمیم بگیرند دمار از روزگار شما در میآورند»، «شما دیگر غیرقابل تحملاید، این مردم اگر تصمیم بگیرند شما دیگر نمیتوانید از خانههایتان بیرون بیایید»، «آدمهای نادان و خودفروخته از فردا علیه من، جار و جنجال راه میاندازند، هر غلطی میخواهند بکنند» و…!
این که مردم را مقابل همدیگر قرار دهیم که با یکدیگر برخورد کنند، این که هرکسی که مثلا خواهرش یا دخترش، بیحجاب بود را بیغیرت بخوانیم حتما اشتباه است و چه بسا آن پدر یا برادر راضی نباشد و حتی چه بسا تلاشش را کرده و هنوز نتوانسته باشد مگر اینکه توقع داشته باشیم به زور متوسل شوند که به تجربه اثبات شده نتیجه چنین برخوردهایی لجاجت و عناد بوده است و نه اصلاح، این که هرکسی که به حکمی از اسلام عمل نکرد را تکفیر کنیم و علیه او شعار بدهیم با نظر صریح رهبر شهید انقلاب متعارض است، این که پیشاپیش، هرکسی که با حرفهایمان مخالف باشد را نادان و خودفروخته بخوانیم هم حتما اشتباه است، همانطور که در بیانیهشان هم در کنار تهی مغزخواندن رسانههای معاند که البته درست است، نیت منتقدان داخلی را اهداف خاص و یارگیری خواند که قطعا درباره بسیاری از ایشان صدق نمیکند و بسیاری از منتقدان حقیقتا از سر دلسوزی و دغدغه موضع گرفتند چرا که میدیدند همان رسانههای تهی مغز معاند، مترصد هستند تا با پاس گل یک نماینده ولی فقیه، آن هم در حساسترین شرایط کشور، مواضع وحدتشکن را به عنوان موضع نظام و همه انقلابیها جا بزنند و اگر سکوت اختیار میشد چه بسا این گزاره غلط در ذهن جامعه تثبیت میشد و این شد که بسیاری از افراد دلسوز، اندیشمند، متدین و انقلابی موضع گرفتند؛ البته حتما آیت الله فلاحتی به عنوان یک روحانی فاضل و صاحب نظر حق دارد نظرات شخصی خویش را داشته باشد ولی منطقا کسی که نماینده ولی فقیه است حق ندارد نظرات شخصیش که در تعارض با نص سخنان رهبری است را بیان کند و البته حق ندارد این نظرات را به نمایندگی از مردم خیابان بیان کند در حالی که در کنار مردمی که آن سخنان را تایید کردند، متدینین زیادی هم آن ادبیات و موضع را قبول نداشتند!
حرف آخر: قطعا غیرت دینی و حساسیت نسبت به رعایت حدود الهی در جامعه امری ممدوح و ضروری است اما نحوه واکنش نسبت به این مقوله بسیار مهم است. اگر قرار باشد در اثر غیرت، عنان از کف بدهیم و حرفهایی بزنیم که نه تنها اصلاحکننده نباشد بلکه باعث شادی و سوءاستفاده دشمنان و باعث دلزدگی و وحدتشکنی در جمعی از مردم شود حتما باید از آن پرهیز کرد و مهمتر از همه این که شرط اول امر به معروف و نهی از منکر حتما خیرخواهی و نمایش این خیرخواهی است. نمیتوان با نمایش کینه و تنفر مردم را هدایت کرد. جمع کینه و تنفر با امر به معروف و نهی از منکر حتما اثر عکس است. البته تکلیف حکومت به برخورد با منکرات سرجایش محفوظ است اما حکومت حتما باید این کار را با نمایش خیرخواهی انجام دهد، همانطور که دیدیم وقتی مردم احساس کردند پلیس از روی خیرخواهی اصرار دارد کمربند ایمنی را ببندیم، حتی جریمه هم ما را به لجاجت نکشاند و با این وجود سالهاست که امر به معروف و نهی از منکر ما در موضوع حجاب خلاصه شده است و همان هم بدون نمایش خیرخواهی و دلسوزی انجام شده که همین یک بعدی بودن هم از نظر مخاطب خیرخواهانه بودن آن را زیرسوال میبرد! قطعا اگر حوزه امر به معروف و نهی از منکر به همه جوانب مهم زندگی مردم تسری مییافت و اگر منافع و برکات حجاب درباره آرامش فرد، پایداری خانواده و امنیت جامعه به خوبی تبیین میشد و اگر تبعات بدپوششی در جوامع بی بندوبار به خوبی تشریح میشد و خصوصا اگر این موارد بجای اینکه در منابر یکسویه انجام شود، در آثار هنری و رسانهای تبلور مییافت امروز در حوزه عفاف و حجاب شرایط بسیار بهتری داشتیم و اگر امروز این موارد را درست نکنیم، همچنان راه را اشتباه خواهیم رفت و دست و پا زدنهای کورکورانه در باتلاق فرهنگ منحط غرب، تنها وضع را بدتر خواهد کرد.
بازدیدها: ۲
