در كمال ناباوري و تأسف برخي از دوستانم را مي بينم كه مدتيست زبانم لال، به اين نتايج غلط رسيده اند كه دفتر مقام معظم رهبري غيرقابل اعتماد، سايتهاي رسمي شان غيرمعتبر، شخص شان كاناليزه، دستورات و توصيه هاي ايشان ناشي از اطلاعات غلط، تصميمات شان نتيجه تحميلهاي ديگران و ايشان را دچار زد و […]
در كمال ناباوري و تأسف برخي از دوستانم را مي بينم كه مدتيست زبانم لال، به اين نتايج غلط رسيده اند كه دفتر مقام معظم رهبري غيرقابل اعتماد، سايتهاي رسمي شان غيرمعتبر، شخص شان كاناليزه، دستورات و توصيه هاي ايشان ناشي از اطلاعات غلط، تصميمات شان نتيجه تحميلهاي ديگران و ايشان را دچار زد و بند، ترس وسوءتدبير مي شناسند و حال اين كه اين افراد هرگز حتي فكرش را هم نميكردند به اين نظرات برسند!
اين دوستان ما از آنجا فكرشان منحرف شد كه هرجا حكمت دستورات يا توصيه هاي مقام معظم رهبري را نفهميدند، بدون اين كه از چند و چون ماجراها و ابعاد مختلف آنها اطلاع دقيقي داشته باشند، بدون اين كه نسبت به رهبرشان شناخت حقيقي داشته باشند، به صرف برخي از حدسيات و اطلاعات غيرمعتبر و تحت تأثير برخي تعصبات، درباره رهبرشان دچار قضاوتهاي اشتباه شدند، قضاوتهايي كه هرگز نمي دانستند، كارشان را به چه ناكجاآبادي مي رساند!
اين دوستان زماني كه با انتشار علنيِ برخي از دستورات يا توصيه هاي خصوصي و بر زمين مانده مقام معظم رهبري مواجه شدند، به جاي مؤاخذه و مطالبه گري بابت بر زمين ماندن منويات ايشان، نتيجه گرفتند كه لابد آن دستور يا توصيه، ناخواسته درز كرده است و فكرشان معطوف به كشف و لعن منتشر كنندگان گرديد! و اين طور شد كه ناخواسته دچار اين كج فهمي شدند كه رهبري حتي توان مديريت دفترش را نيز ندارد در حالي كه حتي نتوانستند در صدق رفتارِ تعلل كاران ترديد كنند!
اين دوستان قديمي ما، زماني به جاي تلاش در فهم و درك حكمت دستورات و توصيه هاي رهبري عزيز، به اين وهم و خيال مشغول شدند كه چه افراد يا جرياناتي با تحميلگري خود، باعث تسليم شدن رهبري و صدور اين دستورات و توصيه ها گرديده اند و سپس به لعن و كينه توزي و افشاگري نسبت به اين افراد پرداختند، در حالي كه ناخواسته و نفهميده، رهبرشان را فردي اهل زد و بند، قضاوت كردند!
اين دوستان زماني كه از دستور رهبرشان در منع حاشيه سازي، اختلاف افكني، علني كردن دعواها و دوقطبي سازي در جامعه مطلع شدند، او را درپي عافيت طلبي و دچار ترس قضاوت كردند و به همين راحتي و با كج فهمي خاص خودشان، فرهنگ بگم بگم، افشاگري، دعواهاي علني، لجاجت، خط قرمز تعريف كردن براي دوستان و تخريب كردن منتقدان را به معني مبارزه واقعي، عدالت جويي و انقلابي گري تعبير كردند!
ديري نپاييد كه پيش بيني آن علامه جليل القدر كه انحراف را خطرناك تر از فتنه دانسته بود محقق شد و كاري كه فتنه نتوانسته بود انجام دهد به دست انحراف محقق شد! فتنه با تمام خيانتهاي تاريخي و خسارتهاي سهمگيني كه به كشور وارد كرد، اما باعث وحدت جريان حزب الله و ولايتمدار و معرفي ساكتان فتنه و باد به پرچم ها شد، ولي انحراف باعث شد تا جريان حزب اللهي و ولايتمدار دچار تشتت شود و در اين دو دستگي، تا نقطه تكدر از رهبري و سپس زاويه پيدا كردن نسبت به او پيش رفتند.
خداوند عاقبت همه ما را ختم به خير گرداند!
بازدیدها: 203
